پذیرش موقعیتها در زندگی چیست و به چه چیزی اشاره دارد؟
- 25 شهریور 1405
- admin98
- یک نظر

پذیرش موقعیتها ، برای اینکه بتوانی رازهای هستی را بشنوی ، ببینی و لمس کنی و برای اینکه بتوانی راهنمایی و یاری اساتید را دریافت کنی باید خودت را آماده ی پذیرش کنی؛ پذیرشی عمیق
با مدیتیشن این پذیرش بر تو رخ میدهد و راه دیگری وجود ندارد
فقط با سکوت می توانی چیزی که از ماوراء می آید را بشنوی.
همواره یک چیز را به یاد داشته باش که: باید بیشتر و بیشتر ساکت شوی و بیشتر و بیشتر در درونت مرکزیت بگیری. هر وقت زمان داشتی چشمانت را ببند و به درون برو. وقتی کاری وجود ندارد خودت را بیهوده مشغول نکن
افراد بسیاری در زمان فراغت شان بیهوده مشغول اند. آنها کاری برای انجام دادن ندارند ولی نمیتوانند خالی بمانند.
مراقبه گون بودن یعنی:
آموختن چگونه تهی ماندن ، چگونه با خود ماندن.
حواس بیرونی ات را ببند و به درون برو. هر وقت زمان داشتی این کار را انجام بده و به زودی به سادگیِ بیرون رفتن از خانهات یا آمدن به خانهات خواهد شد. وقتی در بیرون به تو نیاز است به بیرون میآیی، وقتی در بیرون به تو نیاز نیست به درون می روی و وقتی توانایی این حرکت ساده را پیدا کردی، آزاد میشوی: زیرا وقتی در مرکز درون هستی، دنیا نمیتواند تو را لمس کند.
لائوتسه میگوید:
“موقعیتی را که در آن قرار دارید بپذیرید. بدون شک برای شما مناسب است که در آن قرار گرفته اید.”
باید بدانید که این خداوند است
که شما را در موقعیت خاصی قرار می دهد.
بنابراین نباید آن را رد کنید ،
زیرا فرصتی است برای رشد و پیشرفت شما.
اگر در صدد فرار برآیید ،
امکان رشد را از خود می گیرید.
هستی از شما مواظبت می کند.
بدون دلیل و به طور اتفاقی چیزی به شما داده نمی شود.
هیچ چیز اتفاقی نیست.
آنچه را که نیاز دارید به شما داده می شود.
هر چیزی که به سوی ما میآید ،
درسی است از جانب خداوند؛
باید آن را بپذیریم.
هر چیزی که در راه پیشرفت مورد نیاز است ،
همیشه برایتان فراهم می گردد.
هستی چون مادری دلسوز از شما حمایت و نگهداری می کند.
بنابراین نگران نباشید.
در عوض فرصتها را مغتنم بشمارید.
باید از این دنیای پُر کشمکش و هیاهوی دائمی بیرونی بهره بجویید.
باید ناظر و شاهد رویدادهای آن باشید ،
و یاد بگیرید که از آنها تأثیر نپذیرید.
اگر بتوانید در حین گرفتاری های عادی زندگی ،
سکوت خود را حفظ کنید ،
هیچ چیز نمیتواند بر شما اثر بگذارد.
و این یک پیشرفت واقعی است.
مواجه و پذیرش موقعیتها
به هر اتفاقی که واکنشِ منفی نشان دهی ، آن موقعیت بارها برایت تکرار خواهد شد تا به پذیرش موقعیتها برسی و پیغام آن اتفاقات را درک کنی…
امروز در برابر همه فرم ها و اتفاقات زندگی ، با پذیرش و تسلیم ظاهر شویم
و این جمله را تکرار کنیم که :
در دل این اتفاق ” خیر و صلاح ” من نهفته است.
با این باور همه اتفافات در مسیر خیر و صلاح شما قرار می گیرند و هر چند به ظاهر بد و سخت باشند ولی خیلی زود به رحمت و لذت تبدیل میشوند.
مسیر معنوی حقیقی مانند یک مارپیچ است
ما دوباره و دوباره به همان افراد، مکانها و آموزه ها بر میگردیم. زندگی مانند یک حلقه تکرار شونده در حال چرخش به دور خود است تا زمانی که تصمیم می گیریم به جای تکرار «چرخیدن» در این حلقه از آن «صعود» کنیم.
زمانی که دست از غرق شدن در عادت ها و شرایط تکراری بر می دارید وارد مسیر مارپیچ معنوی می شوید که در آن هر نقطه متفاوت از نقطه قبلی خود است.
مانند کوهی که شما در حال صعود از آن هستید، برای «صعود» از یک چرخه تکرار شونده باید بتوانید فراتر از یک نگاه، منطق و موقعیت خود بروید و آن نیاز به «پذیرش و درک» دارد تا بتوانید از موقعیت کنونی خود بالاتر بروید.
تلاش برای فرار از حلقه تکرار شوند را متوقف کنید، در عوض بیاموزید از موقعیت کنونی خود «صعود» کنید.
آرامش حقیقی و پذیرش موقعیتها
معلمین از دیر باز به ما آموخته اند؛ اولین قدم برای نیل به آرامش حقیقی، پذیرش موقعیتها و آنچه که هست، می باشد، نه انکارشان، فرقی نمی کند، آنچه که هست خوشایند است یا ناخوشایند، بپذیر که این بدن من است،
این موقعیت از من است،
این امکانات از من است،
این استعداد از من است،
این امور خوشایند از من است،
این امور ناخوشایند از من است،
این بیماری از من است،
این داشته ها و این نداشته های من است.
پذیرش آنچه که هست و آنچه که نیست، بسیار مهم و آغاز گشایش است، چون بپذیری، از آن پس است که بهترین راهکارها برای بهره مندی بیشتر از “آنچه که هست”، آشکار می شود، و بهترین خلاقیت ها برای دستیابی به “آنچه که نیست” اما بودنش ضروری است، از درونت جوشیدن می گیرد.
متاسفانه اغلب انسانها از خاصیت اسراری چنین پذیرشی بی خبرند. ذهن آنها مدام در عدم پذیرش به سر می برد و دقیقاً از این روست که واقعی نیستند، آنچه که هست را نمی بینند و همواره در حسرت آنچه که نیست به سر می برند، پس افسرده و محزون اند و بدیهی است که خلاقیتی از وجودشان نجوشد.
گفتگوی استاد و شاگرد در باب پذیرش
شاگرد: سم چیست؟
استاد: هر آنچه که بیش از نیاز و ضرورت ما باشد ، سم ، است
مانند قدرت … تنبلی … غذا … ایگو… جاه طلبی … غرور … ترس و یا هر چیز دیگری…
شاگرد: ترس چیست؟
استاد: عدم پذیرش ناپایداری چیزها در زندگی… چنانچه ما این ناپایداری را پذیرا باشیم ، به ماجراجویی تبدیل میشود!
شاگرد : حسادت چیست؟
استاد : عدم پذیرش داشته ها و موقعیت های خوب در دیگران.
اگر ما آن خوبی ها را در دیگران پذیرا باشیم تبدیل به الهام و انگیزه می شوند…
شاگرد : خشم چیست؟
استاد : رد و عدم قبول چیزهایی که فراتر از کنترل و توانایی ماست…
اگر ما پذیرا باشیم این ویژگی ها به صبر و شکیبایی بدل میشوند..
شاگرد : نفرت چیست؟
استاد : عدم پذیرش شخص به همان صورتی که هست…
اگر ما شخص را بدون قید و شرط پذیرا باشیم، نفرت به عشق تبدیل میشود…

وقتی درون آرام شود ، راهِ آمدنِ نور باز می شود.
لیاقت یعنی پذیرش ؛
یعنی آماده بودن برای دیدن آنچه همیشه بوده.
و هرگاه پذیرش در تو زنده باشد ،
خوبی ، به هزار شکل
در وجودت آشکار می شود…

پذیرش خود
لحظه ای که شروع می کنی خودت را همان گونه که هستی بپذیری ، جنگ درونت پایان می یابد. تمام رنج از این می آید که می خواهی کسی غیر از آنچه هستی باشی. پذیرش ، آغاز دگرگونی است ؛ زیرا تنها زمانی که با خودت در صلح باشی ، امکان رشد واقعی پدید می آید.

رشد واقعی همیشه در لحظههای آسان اتفاق نمیافتد
رشد واقعی همیشه در لحظههای آسان اتفاق نمیافتد. گاهی زندگی از ما میخواهد مکث کنیم ، مشاهده کنیم و بدون عجله به مسیر ادامه دهیم
به خودم یادآوری میکنم که هر دانه ای برای شکوفا شدن به زمان نیاز دارد و هر سپیده دمی پس از تاریک ترین ساعت شب فرا می رسد.
اکنون با هر نفس ، آرامش را به درون می کشم و بی قراری را رها می کنم. به جای جنگیدن با شرایط ، قدرت خود را در پذیرش آگاهانه و ادامه دادن پیدا می کنم و مجبور نیستم همه پاسخها را همین امروز بدانم فقط کافی است قدم بعدی را با آگاهی و استواری بردارم
هر چالش ، بخشی از توانمندی پنهان را آشکار میکند. و هر تأخیر ، فرصتی برای پخته تر شدن است. هر مانع ، درسی برای عمیقتر شدن است
امروز به خودم و به مسیر اعتماد می کنم. به زمان بندی زندگی اعتماد می کنم
با صبر، ریشههایم را عمیقتر میکنم و با ایستادگی، به سوی نور رشد میکنم.
پذیرای تمام فرم ها
همه آنچه هست در درون توست
در عین حال تو نیز درون آنی
این تنها وقتی دیده می شود که پذیرای تمام فرم ها باشی
پذیرا بودن یعنی نگاهی که قضاوت نمی کند
فرم های احساسی نیز زمانی تو را محدود
می کنند که پذیرش وجود ندارد
در پذیرش موقعیتها فرم های احساسی یکبار می آیند و می روند
در عدم پذیرش تلاطم احساس دائمی است
من چه غم دارم که ویرانی بوَد؟
زیر ویران گنج سلطانی بود
مولانا

مشاهده ی کامل و پذیرش تمام تجربههای زندگی
این جسم فقط روی زمین میتواند تجربه ی اکنونت را داشته باشد
سخت یا آسان ، هرچه که باشد
به آن اجازه ی تجربه کردن دهید و نترسید
لذت ببرید از فراز و فرودهایش
لذت ببرید از بالا رفتن و پایین رفتنش
از بیاشتهایی و حس گرسنگی اش و عطش هایش
و از ضعف و قوتش،
از بی حالی و خوش حالی
به هیچ احوال و احساسی نچسب
فقط خوب تماشا کن و لذت ببر
که این فرصت بسیار ارزشمندیست برای روحِ نامحدودت
نوش جان کن تمام زندگی را
وقتی تمام زندگی را بدون چسبیدن به آن ، نوش کنی ،
خودِ نامحدودِ بینیازت را پیدا میکنی
تنها راه حضور آن خودِ یگانه،
کنار رفتن این خودِ کاذب هست.
و تنها راه کنار رفتن این خودِ کاذب،
مشاهده ی کامل و پذیرش تمام تجربههای زندگی بدون برچسب ذهنی هست…
نکته:
عدم پذیرش باعث رنج میشود
و رنجِ حاصل از عدم پذیرش دعوتیست
به پذیرش آنچه که هست همانگونه که هست
و محصول این پذیرش صلح است
با آنچه که هست همانگونه که هست.
رفتن به ریشه ها
از زخمهایت آگاه باش ، نگذار رشد کنند.
بگذار شفا یابند و آنها تنها زمانی شفا می یابند
که تو به ریشه ها بروی
هر چه کمتر فکر و خیال کنی
زخم های بیشتری شفا خواهند یافت
بدون فکر و خیال زخمی هم نخواهد بود.
یک زندگی بی فکر و خیال را زندگی کن.
همچون یک کل واحد حرکت کن و همه چیز را بپذیر.
پذیرش کامل هر آنچه که اتفاق می افتد.
اگر کسی عملی غیرآگاهانه انجام داد ،
در صورت امکان عبور کن.
و ببین چه اتفاقی می افتد.
ناگهان جریان عظیمی از انرژی را تجربه می کنی
که تاکنون هرگز تجربه نکرده بودی.

پذیرش و آرامش
بدون پذیرش این واقعیت که همه چیز تغییر میکند، نمیتوانیم به آرامش کامل برسیم.
هرچند که این موضوع امری حقیقی است اما متاسفانه پذیرش آن برای ما سخت است.
از آنجا که ما نمیتوانیم حقیقت ناپایداری را بپذیریم پس در نتیجه رنج میکشیم.
در واقع علت رنج ما عدم پذیرش همین حقیقت است.
همه چیز تغییر میکند و چیزی وجود ندارد که به آن بچسبید.
این مهمترین تعلیم بوداست.
سخن پایانی:
پذیرش موقعیتها و ماهیت متغیر زندگی ،
پذيرشِ اين هستیِ متغير با تمام فصلها و حال و هوايش،
پذيرشِ اين جريان پايدار كه هيچگاه برای یک لحظه از حركت باز نمیماند ، آرامش و قرار است. آنگاه هيچ كس نخواهد توانست آرامش تو را بر هم زند.
تنها راه زندگی کردن،
پذیرش هر دقیقه
به عنوان معجزه ای
تکرار نشدنی است.
لحظه به لحظه زنده
در اینجا و اکنون…







