مقایسه ممنوع

هرکس چنان یگانه است
که با دیگری برابر نیست.
این به معنای بالا بودن
یا پایین بودن نیست.
جایی برای مقایسه نیست
و نیازی به این کار نیست.
گل سرخ در گل سرخ بودنش زیباست
و نیلوفر در نیلوفر بودنش.
حضور
من شروع میکنم به آموختن
چگونگی نگاه کردن.
می آموزم که چگونه وسعت زندگی
و پیچیدگی های آن را بدون رد یا قبول،
بدون مقایسه و توجیه یا نکوهش
و محکوم کردن آن مشاهده کنم…
فقط مشاهده.
اگر بتوانی بدون هیچ وابستگی خوشبخت باشی
اگر بتوانی در تنهایی مسرور باشی،
کاملا تنها اگر برای سرورت
به هیچ چیز نیاز نباشد
تنها در آن صورت
حقیقتا مسرور خواهی بود

دست از مقایسه بردار
تو درون خودت را می شناسی و بیرون دیگران را
و مردم بیرون خودشان را زیبا می سازند.
ظاهر افراد، ویترین هایشان است
و شاید بسیار فریبنده باشد.
آنان هم بیرون تو را می شناسند و درون خودشان را
این تولید حسادت می کند.
اگر دست از مقایسه برداری،
حسادت ازبین می رود.
آنگاه فقط می دانی که تو خودت هستی
و نیازی نیست که دیگری باشی
مقایسه کردن کاری بسیار احمقانه است،
زیرا هرانسان یک موجود منحصربه فرد و غیرقابل مقایسه است.
زمانی که این ادراک در تو جا بیفتد، حسادت ازبین می رود.
هر انسان منحصربه فرد و غیرقابل مقایسه است. تو فقط خودت هستی: هیچکس هرگز مانند تو نبوده است و هیچکس هرگز مانند تو نخواهد بود.
و نیازی هم نیست که تو شبیه دیگری باشی.

موج و آب
وقتی به اقیانوس نگاه میکنیم، متوجه میشویم که هر موجی آغاز و پایانی دارد. یک موج میتواند با سایر امواج مقایسه شود، میتوانیم آن را کمی زیبا یا خیلی زیبا، بلند یا کوتاه، پردوام یا کمدوام بنامیم؛ اما اگر عمیقتر نگاه کنیم متوجه میشویم که یک موج از «آب» ساخته شده است. همینطور که موج، زندگیِ موجی خودش را دارد، زندگیِ آب را نیز میگذراند. خیلی ناراحتکننده میشد اگر موج نمیدانست که آب است. در این صورت اینگونه فکر میکرد که؛ روزی خواهم مرد. این دوره زمانی زندگی من است و وقتیکه به ساحل برسم وجودم را از دست خواهم داد.
این تصورات باعث ترس و اضطراب موج میشوند. در جهان امواج، در جهان حقایق نسبی، هنگامیکه موج بلند میشود احساس خوشبختی کرده و هنگامیکه فرومیفتد احساس بدبختی میکند. او ممکن است اینطور فکر کند که من خیلی عالی هستم یا من خیلی حقیرم و در این صورت عقدههای خودبزرگبینی یا حقارت را پرورش میدهد اما هنگامیکه موج ماهیت حقیقیاش که آب است را لمس کند تمام عقدههایش متوقف خواهد شد و از تولد و مرگ فراتر خواهد رفت.

هنر بودن
هنری هست که دیدن چیزهاست
همانگونه که هستند
بدون نامگذاری،
بدون گرفتار شدن در شبکهٔ الفاظ،
بدون دخالت کردن فکر همراه با فهم.
این هنر قضاوت نمی کند
این هنر تفسیر نمی کند
این هنر حضور و
بودن خالص و اصیل است
جایی که با مرکز وجود
و خدای درونت میبینی
شما باید راه خودتان را کامل کنید
مقایسه نکنید و اندازه نگیرید! راه دیگران شبیه راه شما نیست، راههای دیگران شما را گمراه میکنند و فریب تان میدهند شما باید راه خودتان را کامل کنید… مقایسه کردن، مقایسه یکی با دیگری، خطایی اساسی است. مقایسه تولید رقابت میکند. هیچکس نه جلو و نه عقب است، و کسی نه بالا نه پایین است. هر کسی همان است که هست، هر کسی باید همین باشد. آموزش آرمانها چنین اجازهایی را نمیدهد. به کودکان گفته می شود که مانند دیگران باشند. چه چیزی غلط تر از این می تواند باشد!؟ آیا کسی می تواند مانند دیگری باشد و آیا تاکنون کسی قادر بوده همچون دیگری باشد؟! زمانی که تعلیم و تربیت بپذیرد که هر انسانی موجودی منحصر به فرد است و با هیچ کس دیگر شبیه نیست، این آغاز انقلابی بزرگ خواهد بود. آنگاه ما هیچ ساختاری را بر هیچکس تحمیل نخواهیم کرد، بلکه به هر کس کمک خواهیم کرد تا آنچه را همچون بذری در وجود خود دارد به فعل در آورد.







