زندگی و مرگ

مرگ ، تنها برای آن عده زیباست
که زندگیِ خود را زیبا سپری کرده اند؛
آنان که از زیستن نهراسیده اند،
آنان که به قدر کافی شهامتِ زندگی کردن داشته اند
آنان که عشق ورزیدند،آنان که به رقص درآمدند.
آنان که جشن گرفتند.مرگشان جشن است.
ژرف زندگی کن، از ته دل زندگی کن،
یکپارچه با تمام وجود به طوری که وقتی مرگ در زد ،
آماده باشی.آماده ، چون میوه ای رسیده برای فرو افتادن از درخت.
تنها نسیمی ملایم می وزد و میوه فرو می افتد؛
گاه حتی بدون هیچ نسیمی، میوه به سبب سنگینی
و رسیدگی از درخت می افتد. مرگ نیز باید چنین باشد،
و این آمادگی باید با زندگی کردن فراهم آید…

که زندگیِ خود را زیبا سپری کرده اند
تغییر
به یاد داشته باشید که زندگی، یعنی تغییر! هر لحظه در دسترس تغییرات جدید باشید.
هنگامی که انسان به چیز های قدیمی می چسبد، تغییری رخ نمی دهد. در واقع به این ترتیب، فرآیند تغییر متوقف می شود. تغییر همیشه با چیزهای جدید اتفاق می افتد. مردم به چیزهای قدیمی می چسبند، چون احساس می کنند آنها برای شان امن، راحت و آشنا هستند. با چیزهای قدیمی زندگی کرده اید، آنها را می شناسید و درباره شان اطلاعات
کافی دارید. هر چیز جدید برایتان ناآشناست و از آن هیچ نمیدانید پس ممکن است اشتباه کنید و به همین دلیل می ترسید، به چیزهای قدیمی می چسبید و جاری بودن را متوقف می کنید.
در دسترس تغییرات جدید باشید. گذشته تمام شده است. دیروز گذشته و هرگز دوباره باز نمی گردد. اگر به گذشته بچسبید، همین حالا مرده اید. گذشته گور شماست. قلب خود را به آن چه پیش رویتان است، باز کنید. به خورشیدِ در حال طلوع خوشامد بگویید. از موهبت های فراوان زندگی سپاس گزاری کنید، ولی هرگز به آنها نچسبید.
اگر بتوانید این نکات را به خاطر داشته باشید، زندگیتان رشد می کند و بالغ می شود. هر گام و هر ماجرای جدید، غنایی تازه به همراه دارد و هنگامی که زندگی تبدیل به پویایی شود، با فرا رسیدن مرگ به قدری غنی هستید و به اندازه ای آگاهی دارید که مرگ نمی تواند چیزی از شما بگیرد. مرگ فقط به سراغ کسانی می رود که زندگی نکرده اند.







