تسکین خشم و رنجش

یکی از وسایل تسکین خشم و رنجشی که در ما انباشته میگردد عفو و گذشت است؛ ولی مهم انباشته نکردن خشم است، نه گذشت. اگر خشم و رنجش را در خود انبار نکنیم ضرورتی برای عفو و گذشت نیست. گذشت در جایی مطرح میشود که رنجش وجود دارد. حال اگر ما نیاز به تجلیل و تمجید دیگران نداشته باشیم احساس آزردگی هم نمیکنیم؛ و بی آنکه نسبت به آنها سخت و بیتفاوت باشیم در رابطه با آنها احساس شفقت و همدلی داریم.
رهایی از خشم کار اراده نیست؛ زیرا اراده خود جزئی از خشونت است. اراده حاصل تمایل است، نتیجه تلاش برای “چیزی بودن” است؛ و تمایل در ماهیت خود کیفیت پرخاشگری، تهاجم و تسلط را دارد.
سرکوبی و فروخوردن خشم نیز آنرا از بین نمیبرد بلکه شکل تجلّی آن را عوض میکند، یا خود را با عنوانی متفاوت ظاهر میسازد.
اندیشیدن به عدم خشم نیز طریق رهائی از خشونت نیست؛ برای رهائی از خشونت و تسکین خشم باید ماهیّت “تمایل” را شناخت. هیچ چیز روانی را نمیتوان جایگزین تمایل نمود.
باید در سکوت، آرامش ذهن و عدم گزینش نسبت به آن آگاه بود. در آگاهی انفعالی یا منفعل، تجربهٔ مستقیم تمایل وجود دارد بی آنکه تجربه کنندهای نامی بر آن نهد.
کریشنامورتی
عدم واکنش دراماتیک
وقتی با مشکلی که داری آرام هستی و دیگر آن دُکمه و کلیدِ سختی و مشکلات خشم و عجز را،فشار نمیدهی،آنوقت ببین چه اتفاقی برای آن شخص میافتد
آنها دیگر آن واکنشی که قبلا از تو میگرفتند را دریافت نمیکنند
دیگر آن انرژی ها با مانع و سختی تو مواجه نمی شوند.همهچیز بدون هیچ عجزی ساکن میشود.دیگر کلیدی فشرده نمیشود.بعد میدانی چه میشود؟آنها میروند
آنها برای وجود داشتن به واکنش دراماتیک تو نیاز داشتند.وقتی تو دیگر واکنشی نمیدهی آنها مسیر خود را تغییر می دهند

وقتي چيزي را سركوب مي كني چه اتفاقي مي افتد؟
وقتي چيزي را سركوب مي كني چه اتفاقي مي افتد؟
جهت حركت آن تغيير مي كند
بيرون مي رفت و تو آن را سركوب كردي،
حالا شروع مي كند به رفتن به درون،
فقط جهتش عوض مي شود.
و براي خشم خوب بود كه بيرون مي رفت،
زيرا آن زهر بايد بيرون ريخته شود.
اين بد است كه خشم به درون حركت كند،
زيرا تمام مكانيسم بدن ذهن تو را مسموم خواهد ساخت

عصبانیت و میدان انرژی
مردم معمولاً
فكر میكنند وقتی عصبانی هستند،
كسی عصبانيت را در
آنها بوجود میآورد.
كاملاً اشتباه است.
حتی اگر،
تنها بودی و کسی آنجا نبود،
تو در آن لحظه عصبانی بودی.
این به میدان انرژی تو
مربوط است.
به ريتم درونی تو.
بيرون،
فقط يک بهانه است.
زيرا؛
اين فكر بسيار زشت است
که من خودم خشم را
میآورم.
بهانه،
حس خوبی میدهد
تو را از زير فشار آسوده میکند.

تسلیم و پذیرش
تسلیم و پذیرش یا مقاومت نکردن در برابر رویدادها
به معنای اقدام نکردن و بیکار نشستن نیست
مقاومت نکردن یعنی عدم واکنش هیجانی و کورکورانه
به احساساتی مانند غم و اندوه، نگرانی، خشم ، ترس ،
حسادت و غیره رویدادها معتبرند ولی مهم نیستند
برای تسکین خشم در مقابل اتفاقات واکنش نشان نمی دهیم تا در آرامش ،
خرد زندگی به ما راه حل نشان دهد مثلا وقتی نیمه شب
در یک جاده دور افتاده چرخ ماشین ما پنچر میشود نمی گوییم
این اتفاق را بپذیرید و رها کنید بلکه میگوییم بجای اینکه عصبانی شویم
و لگدی هم به ماشین بزنیم با خونسردی دنبال راه حل و
حل کردن مشکل شویم. بنابراين اتفاقات معتبرند ولی مهم نیستند
بپذیر ، در بر گیر ،جاری شو







