سرنوشت ﭼﯿﺴﺖ؟
- 30 آذر 1400
- admin98
- یک نظر

سرنوشت ،یک چرخه است که دائم تکرار میشود و آن حاصل بازگشت انرژی هایتان به شماست،جایی دیگر،در زمانی دیگر،بار دیگر،نیروهای مشابه و هم فرکانس شما را به سوی یکدیگر خواهد کشاند.ما هیچکس را بهطورِ تصادفی انتخاب نمیکنیم؛بلکه ما فقط با آنهایی ملاقات میکنیم که از قبل در ناخودآگاهِ ما حضور داشتهاند.
هر آدمی با یک سرنوشت خاص به این دنیا میآید.منظور از سرنوشت این است که باید چیزی را انجام دهد، پیامی را بدهد، کارهایی را تکمیل کند.تو تصادفی اینجا نیستی، بلکه بودن تو در اینجا پُر معناست.در بودن تو هدفی است. رشد کردن و رسیدن به آنچه سرنوشت شماست، شهامت و شجاعت میطلبد. افرادی که هراس دارند، نمی توانند از شناخته شده ها فراتر روند.

ماهیت سرنوشت انسان
ﺁﯾﺎ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻣﺰﮔﻮﻧﻪ، ﺁﺷﺘﯽ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺭ رﻭﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺣﮑﻮﻣﺖ میکند؟
ﺍﯾﻦ ﻃﺮﺯ ﻓﮑﺮ، ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎﯾﺪ، ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﭼﯿﺰ ﻣﻘﺮﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻠﯿﺖ ﯾﺎ ﮐﺎﺭﻣﺎ ﻣﻘﺮﺭ می سازید. حضرت حق ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻋﻤﻞ ﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺩﺍﺩﻩ، ﻭﻟﯽ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻠﯿﺖ ﻃﺒﻖ ﻋﻤﻠﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺮ میزند، ﺑﺮ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻫﺮ ﻋﻤﻠﯽ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﻠﺖ ﮐﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ. ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻋﻤﻞ ﺧﺎﺻﯽ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ، ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻋﻤﻞ ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﺩﺍﺭﺩ. ﭼﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﺧﻮﺏ ﯾﺎ ﺑﺪ ﺳﺮ ﺑﺰﻧﺪ، ﻧﺎﮔﺰﯾﺮﯾﺪ ﮐﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻋﻤﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭﻭ ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺷﻤﺎ ﻋﻠﻠﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺭﻗﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ.
بیداری جمعی
آزادی فردی تا حد زیادی در گروی آزادی جمع است.
سرنوشت انسانها به هم گره خورده است.
بیداری جمعی همان قدر مهم است که
بیداری فرد و رسیدن به اقتدار
و آزادی درونی اهمیت دارد.

خود برتر
زمانی که درگیر خودِ برتر هستید،
به نظر در مسیر تنهایید؛ اما به سادگی
انرژی هایی را پس میزنید که دیگر
منطبق با ارتعاش سرنوشت شما نیستند.
بنابراین تسلیم و پذیرا باشید و به این
هشیاری والا اعتماد کنید تا شما را
جهت دهد.

سای بابا معلم معنوی می گوید:
هنگامی که خورشید طلوع می کند و می درخشد ، تمام جوانه های نیلوفرهای آبی در دریاچه و تالابها شکوفا نمی شوند ، فقط آنهایی که آماده هستند ،شکوفا میشوند.باقی جوانه ها باید وقت بگذرانند، اما همه باید به کمال و زیبایی برسند، همه باید این سرنوشت را تحقق بخشند. دیگر نیازی به ناامیدی و مأیوس شدن نیست.
لحظه حال
اجازه بده بیرون بیاید دیده و تجربه شود
و از تو عبور کند،هر آنچه بین تو و
الوهیتت قرار دارد!
احساساتت را در آغوش بگیر …
اما با آن ها یکی نشو…
نگاه شان کن…
اما تو جاری باش…
ذهن خود را با افکار بی فایده پُر نکن
چه فایده دارد که به گذشته فکر کنی
یا درباره آینده نگران باشی
در سادگی لحظه حاضر باش
با نظم کیهانی هماهنگ باش
ارباب سرنوشت خود باش
با شراب ناب عشق مست شو
تا با شادی الهی یگانه گردی.

آگاهی از سرنوشت مان
راهنمای درون،دنیا را تکامل می دهد به سمت بهشتی که همینجاست،آگاهی از این بصیرت ،یعنی آگاهی از سرنوشت مان و برای دیدن این بصیرت،چشم ها را باید شُست؛متفاوت از قبل باید نگاه کرد.
سؤال:
تجربههای حال حاضر نتیجه سرنوشت {Karma} گذشته هستند. اگر ما خطاهایی را که قبلاً مرتکب شدهایم بشناسیم، میتوانیم آنها را اصلاح کنیم؟
پاسخ از رامانا ماهارشی :
اگر یک خطا اصلاح شود هنوز هم سرتاسر سرنوشتهای انباشته شدهای {SanchitaKarma} از تولدهای گذشته باقی میماند که میرود تا به شما تولدهای بیشماری را بدهد. بنابراین آن رویه عمل نیست. هرچه که بیشتر گیاهی را هرس کنید، او با شور و نشاط باز هم بیشتری رشد میکند. هر چه که بیشتر سرنوشت خودتان {Karma} را اصلاح کنید، او باز هم بیشتر انباشته میکند. ریشه سرنوشت {Karma} را پیدا کنید و او را قطع کنید.
اما چطور ریشه سرنوشت را پیدا و قطع کنیم؟
ابتدا خود و وجود اصیل تان را تفحص کنید
تا متوجه شوید که این افکار از کجا می آیند ؟
برای چه کسی می آیند ؟ ریشه شان کجاست ؟
و برای چه کسی برخاسته اند ؟
یعنی به همین صورت و بدون اینکه به آنها فکر کنید این سوال ها را از خودتان بپرسید
من کیستم ؟ از کجا آمده ام ؟منبع افکار من کجاست؟ منشا دنیای من کجاست ؟
و در این بین زمانی که تا ریشه افکار را دنبال کنید متوجه میشوید که افکار برای من (ایگو )می آید و منشا شان ذهن است
و همچنین فرا خواهید گرفت که من و ذهن هیچ ارتباطی با خود حقیقی و واقعی شما ندارند و همین درک کمک می کند که سکوت و بودن بیشتری را وارد درون تان کنید و چرخه های جدید برای خودتان تولید نکنید و در نهایت با افزایش آگاهی و هشیاری تان ریشه های سرنوشت و کارما را قطع کنید.

لائوتزو معلم معنوی می گوید:
به افکار خود نگاه کنید، آنها به کلمات تبدیل میشوند.
به کلمات خود نگاه کنید، آنها به اعمال تبدیل میشوند.
اعمال تان را نگاه کنید، آنها به عادات تبدیل میشوند.
به عادات خودتان نگاه کنید، آنها به شخصیت شما تبدیل میشوند.
به شخصیت خود نگاه کنید، آن به سرنوشت شما تبدیل میشود.
در سکوت، نیروی نهانت با تو سخن میگوید
نداهایی را از درون می شنوی، نداهایی که قطعی و مسلم اند. هیچ اما و اگری ندارد. قلب از اما و اگر هیچ نمی داند. فقط چیزهایی را به تو میگوید که سرنوشت توست. به تو میگوید یک نقاش، یک مجسمه ساز، یک رقصنده، یا یک موسیقی دان شو. قلب راه های کامروایی را به تو نشان میدهد. تو را هدایت میکند. کار مرشد این است که به تو کمک کند به سکوت برسی تا بتوانی ندای درون خود را بشنوی. آن گاه زندگی تو از درون هدایت میشود. بنابراین مرشد حقیقی به تو هیچ تعلیمی نمیدهد، بلکه به تو کمک میکند بصیرت درونی خود را بیابی تا رها شوی و به آزادی برسی. راه رهروی، اسارت نیست. یک کیش نیست، یک آیین نیست. شکوفایی آزادی است. شکوفايي فردیت، عشق و آفرینندگی.

من هستم
همانند فضای خالی، من وجه اشتراکی با ویژگی ها و سرنوشت چیزهای که در من ظاهر می شوند، ندارم. وقتی آنها حرکت و تغییر میکنند، من نه حرکت میکنم و نه تغییر. وقتی آنان پدیدار و ناپدید میشوند، من پدیدار و ناپدید نمی شوم. من متولد نشده ام و نمی میرم. بدن و ذهن همواره در حال سِیْر کردن هستند ولی من هرگز با آنها سفر نمی کنم. آنها در من سِیْر می کنند اما من هرگز در آنها سفر نمی کنم. من داننده بی تغییر و همیشه حاضر هر آنچه دانسته شده، هستم.
آناندامایی ما معلم معنوی می گوید:
بعضی از ضرباتِ شدیدِ سرنوشت،
شما را بهسوی خدا خواهد برد.
این تجلی رحمت اوست هرچند که رنجآور است.
با چنین ضرباتی است که فرد درسهایش را یاد میگیرد.
سِيْر من كيستم؟
از طريق سؤال من كيستم ،سِيْر زندگى متعالى امكان پذير مى گردد.
” من كيستم ” به خودآگاهى منجر مى شود و زندگى انسان، انعكاسى از خودآگاهى اوست.سرنوشت،تبديلى از خودآگاهى است. آنچه از دست مى دهيد و به دست مى آوريد نتيجه خودآگاهى است.جايگاه شما را در هستى، خودآگاهى تعيين مى كند. اجتماعى كه در آن زندگى مى كنيد، تحت تأثير خودآگاهى افراد است و حتّى نوع حكومتها را خودآگاهى ملّت ها تعيين مى كند. قدرت و ضعف شما، به خودآگاهى تان بستگى دارد…
وصول به حق و خداشناسى نيز در خودآگاهى است؛ زيرا اين خودآگاهى است كه به خداآگاهى تبديل شده …”
هشیاری بیطرف
حالتها را ببین،بدون اینکه متوجه شوید، ذهن واقعیت را مخفی می کند.به هوشمندی و قابلیتی نیاز است که در سکوت با هشیاری بیطرف به ذهن بنگرید.نسبت به حضورِ ساکت و خاموشِ همه چیز آگاه باش.نسبت به فضایی که همه چیز را درون خود جای داده آگاه باش.به صداها گوش بده،آنها را مورد قضاوت قرار نده.بودنِ همه چیز را بپذیر.نور را فقط با بهره جستن از خرد تاریکی می توان درک کرد.سرنوشت شما با چگونگی پاسخ شما به آنچه روی میدهد تعیین میشود.

پذیرش مسئولیت خویش
تولد تو زمانی است که می فهمی خودت مسئول تمام مشکلاتت هستی و دیگران را به خاطر آن سرزنش نمی کنی.البته که سرنوشت در دستان توست،همانگونه که بیاندیشی و بخواهی ،خواهد شد.زمانی که به این امر آگاه شوی،تمامی جنگ های درونی فروکش خواهد کرد و قدم هایی را به سمت خودشناسی برمیداری،زیرا تو حال را پذیرفته ای و دیگر انرژی ات را صرف تضادهای درونی نخواهی کرد.
انرژی خود را در هر جنبه ای از زندگی تان صرف کنید؛آن جنبه رشد میکند و گسترش می یابد،به جای اینکه انرژی خود را صرف افکار منفی کنید،آن را صرف تحقق رویاها و سرنوشت تان کنید و در راه رسالت الهی زندگی تان گام بگذارید.
سرنوشت دروغی بیش نیست
انسان خود کتاب زندگی اش را مینویسد
هیچ چیز بر پیشانی تو ننوشته اند
پیشانی تو لوحی سفید است
بر آن لوح عشق بنویس
بر آن لوح زیبایی بنویس
تا نوری سراسر تابناک
وجود و جهانت را
روشن کند.

نکته:
ديگران نمی توانند
سرنوشت شما را تغيير دهند
و يا زندگی شما را كنترل كنند !
تنها قدرتی كه آنها در مقابل شما دارند ،
همان قدرتيست كه خودتان به آن ها می دهيد…
تحقق آرزوها
اگر به خودتان اعتماد داشته باشید و باور کنید که می توانید سرنوشت خودتان را رقم بزنید,
اجازه نخواهید داد عوامل بیرونی شما را مایوس کنند یا بر شما تاثیر بگذارند.
آنچه مورد توجه شما خواهد بود, اشتیاق شدید و اراده راسخ شما برای ساختن زندگی خودتان است.
بنابراین هرگز اجازه نخواهید داد, شرایط مانع تحقق آرزوهای شما شوند.
تصویر درونی که در عالم تخیلتان دارید, تحت تاثیر عقاید و سخنان دیگران قرار نخواهد گرفت.
برای آن که احساس موفقیت کنید و آرزوهایتان را تحقق یافته ببینید,
باید مدت ها قبل از اینکه موفقیت ها را با حواس پنجگانه خود احساس کنید, باید آن ها را در درونتان حس کنید.

در درون چه چیزی حمل می کنی؟
زندگی انسان و سرنوشت او، تجسم آن چیزیست که در درون اوست،زندگی انسان انعکاسی از شعور اوست و هر تغییری در وضعیتها، حالات و شرایط، نتیجه حرکت شعور است.
اگر بتوانید به جادوی بیکران هستی درونی تان ،مرتبط و هماهنگ شوید، تحولاتی شگرف در سرنوشت تان بوجود می آورید که خود شگفت زده می شوید.همواره آگاه باشید.
سرنوشت مشترک

کارما
هیچ چیز بدون علت نیست، برای هر چیز علتی وجود دارد. تنها ذهن محدود ماست که نمیتواند علت را پیدا کند. دنیای واقعی هیچ شباهتی به دنیای قصههای بچهها ندارد. ما نمیتوانیم حقیقت وجود رنج را نادیده بگیریم. آیا این رنج علتی دارد؟ و اگر دارد آیا میتوان علت آن را برطرف کرد؟ اگر رویدادهائی که باعث رنج هستند، تصادفی باشند، به این معناست که ما هیچ کنترل و نفوذی روی آنها نداریم، پس ما فاقد قدرتیم و تلاش معنا و مفهومی پیدا نمیکند. شاید هم تصور بر این باشد که رنج از جانب یک قادر مطلق اعمال میشود پس باید تلاش کنیم تا خشم او را کاهش دهیم !
بودا Buddha به این نکته اشاره دارد که: ”رنج ناشی از تصادف نیست. بلکه علتی دارد، همانطور که همه پدیدهها علت دارند. قانون علت و معلول، قانونی کلی و جهانی برای همه عالم است و مهم است که بدانیم علتها از کنترل ما خارج نیستند“.
کارما karma چیست؟
کارما دستهای از فعالیتهائی است که در طول زندگی انسان شکل میگیرد. به عبارت دیگر ”کارما“ بازتاب فعالیتهای زندگی ماست.”کارما“ بازتاب نه به معنای سرنوشت ”که امری خارج از کنترل ماست“ بلکه در مفهوم لفظی به معنای عمل است. به این معنا که همه وارث اعمال خود هستند، اعمال انسانها پناهگاه آنهاست، هرچقدر اعمال بد یا خوب باشد زندگی نیز بر اساس آن رقم خواهد خورد.
۱) کارمای گذشته
۲)سانچیتا Sanchitha کارمائی که از ابتدای تولد تاکنون کسب کردهایم.
۳) کارمائی که اکنون انجام میدهیم و با قدرت ارادهمان تغییر میکند.
”کارمای گذشته“ غیر قابل تغییر است. مانند تپانچهای که شلیک شده است. سرنوشت را نمیتوان تغییر داد یا فسخ کرد بلکه باید با آن مواجه شد و آن را پذیرفت. اگر بتوانیم سرنوشت خود را با شادی پذیرفته و با آن روبرو شویم، غمگین نخواهیم شد و سلامت خود را به خطر نخواهیم انداخت تنها انسان ناآگاه است که از سرنوشت گله و شکایت میکند و آن را نمیپذیرد. کارمای نوع دوم که از بدو تولد تاکنون به وجود آمده و در ناخودآگاه ما قرار گرفته همانند بذرهای بالقوهای هستند که با داشتن یک زندگی ساده و منظم رو به بهبود و سلامت میروند.

سخن پایانی:
تا زمانی که از وضعیتی در درون خویش ناهشیار باشید
آن بیرون و در زندگی خویش به شکل سرنوشت
ملاقاتش می کنید
سرنوشت، تصویر آگاهی و نگاه های انسان است
و سکان تغییرات زندگی انسان، تغییر آگاهی اوست.








