ساتوری چیست و برای توصیف چه چیزی به کار می رود و راه های رسیدن به آن
- 08 تیر 1400
- admin98
- 5 نظر

ساتوری کلمه ای است که توسط استادان ذن برای توصیف روشنگری ناگهانی استفاده می شود. این یک لحظه حضور کامل ، بدون ذهن و فکر است.یک حالت سعادت غیر قابل توصیف،فراتر از خرد و منطق است.آن یک برش از بینش و بیدار شدن از نور آگاهی خودمان است.
ساتوری به معنــای جرقهای است که در درون زده میشود و لحظهای است که ذهن، آرام و در هشیاریِ کامل است. اگر چه آن تحولی ماندگار نیست، اگر برای شما رخ داد، خدا را شکر کنید زیرا طعم خودآگاهی را احساس میکنید. ممکن است بدون اینکه آن را بشناسید و اهمیتش را بدانید، آن را احساس کرده باشید.

تجربه شخصی
تنها راهی که می توان به ساتوری دست یافت تجربه شخصی است.
ساتوری یا بیداری ،برخلاف آنچه بسیاری از مردم فکر می کنند ، یک حالت خاص روحی نیست. این صرفاً بازگشت به شرایط اصلی و طبیعی ذهن انسان است.
بیداری معنوی چیزی نیست که با استفاده از ذهن بتوان آن را درک کرد. ساتوری یک تجربه است. این یک حالت درونی است. و تنها از طریق هماهنگی جسم و روح می توان ماهیت آن را کشف کرد.
در بودیسم ذن ، ساتوری یک نگاه اجمالی به حقیقت یا یک لحظه بیداری ناگهانی است. برخلاف آنچه بسیاری معتقدند،ساتوری فقط یک حالت طبیعی از ذهن انسان است که در پی آرزوهای مادی و پیروی از وضع موجود از بین می رود.
ما به عنوان روح ، موجودات بی نهایت نوری هستیم و در لحظه حال زندگی می کنیم و در هر زمان به کیهان متصل هستیم. اما در اثر روزمرگی و تکرار حالت طبیعی خود یعنی ساتوری را از دست می دهیم.

ساتوری به چه معناست؟
ساتوری به معنای رهایی از قید و بند های دوگانگی ها و ایجاد دیدگاه جدید است.به طور دقیق ،ما را از چرخه منطقی آزاد می کند.آن درست در همین لحظه وجود دارد ،اما معمولا افراد به فرار از این لحظه و بودن شان می پردازند و در پی شدن هستند و لحظه حال را از دست می دهند.
نکته:
تنها تفاوتی که بین کسی که شاهد ساتوری است و کسی که چنین چیزی را مشاهده نمی کند وجود دارد ،عمل تفکر منطقی است.
معلم معنوی آلن واتس می گوید:
همانطور که آنها در ذن می گویند ،وقتی به ساتوری دست پیدا می کنید ، در آن لحظه چیزی برای شما باقی نمی ماند جز اینکه بخندید.
خصوصیات ساتوری:
اگر چه آن فراتر از تحلیل فکری و منطقی است و هیچ استدلال و توضیحی نمی تواند مشخص کند که ساتوری واقعی چگونه است ، اما چند ویژگی اساسی وجود دارد که می تواند در درک بهتر برخی اصول آن کمک کند:
1.هیچ استدلال فکری یا نتیجه گیری در مورد آن وجود ندارد. این مفهوم از سد منطق فراتر می رود. با حرکت بیشتر ،ساتوری با بینشی شهودی همراه است. به عبارت دیگر ،یک جنبه متافیزیکی در آن وجود دارد که به ما امکان می دهد بیشتر بصری عمل کنیم. بدون این ویژگی،آن معنای خود را از دست می دهد.
2.ساتوری ماهیتاً معتبر است و تأییدی است به این معنی که مهم نیست که ما چه منطقی را می خواهیم برای غلبه بر آن ارائه دهیم ، هرگز نمی توانیم امیدوار باشیم که با منطق آن را جایگزین کنیم. ساتوری بنابراین نوعی ادراک است ، یک ادراک درونی است که در عمیق ترین قسمت آگاهی اتفاق می افتد.
3.یک “حس فراتر از آن” یکی دیگر از ویژگی های اصلی ساتوری است. هنگام اجرای آن ، احساس می کنیم که دیگر در بدن خود محصور شده ایم ، ما بالاتر و بالاتر هستیم ،جایی که به اصطلاح واقعی را پشت سر می گذاریم و شاهد چیزی والاتر هستیم ،همان چیزی است که این ویژگی در مورد آن است.
4.لحن غیرشخصی ، احساس تعالی و لحظه به لحظه بودن ، چند ویژگی دیگر ساتوری است. تجربه این است که این هشیاری شخصی نیست،یعنی منیت وجود خود را متوقف می کند و به همین دلیل جهانی می شود.
5.این آزادی از اسارت تفکر روزمره ،سرانجام احساس سرخوشی را ایجاد می کند.اما مهمتر از همه ، ماهیت لحظه ای ساتوری که آن را تا حد اصلی تعریف می کند. ناگهانی است ، ممکن است چند لحظه یا چند دقیقه یا چند ساعت طول بکشد و از بین برود.

راه هایی به سمت ساتوری:
استادان ذن پیش از این سالها تمرین می کردند و به ساتوری می رسیدند. اما برای حفظ فرم هنری و کمک به نسل های آینده ،استادان ذن روش های ساده ای مانند کنشو(اولین جرقه و نور قبل از ساتوری) را به وجود آوردند تا در یافتن آن سهولت پیدا کنند.
کوآن:
کوآنها داستان، گفتگو، پرسش یا بیاناتی هستند که استادان ذن برای شاگردان خود مطرح میکنند تا آنها را با شک بزرگی مواجه نمایند و پیشرفت آنان را بسنجند.معلمان ذن پاسخهای منطقی را نادیده می گیرند و از دانش آموزان خواسته می شود تا آنها را در عمل مراقبه خود حل کنند.و این به عنوان یک کاتالیزور در جستجوی یافتن ساتوری عمل می کند.
اساتید باستان به این طریق با گفتگوی بین استاد و راهبان و سوالاتی که توسط یک معلم ارائه شده است.از همه ی اینها به عنوان وسیله برای اینکه ذهن خود را به حقیقت ذن باز کنید استفاده می کنند.

تفسیر کوآن
تفسیر کوآن معمولاً سخت است ، مگر اینکه راهنمایی دیگری انجام شود. یکی از مثالهای کلاسیک کوآن این است:
وقتی هر دو دست کف می زنند صدا تولید می شود. به صدای کف زدن یک دست گوش دهید.
ساتوری مدت ها قبل از تولدمان در ما وجود داشته. حیوانات همیشه دارای ساتوری هستند ، به طور مداوم در شرایط اصلی خود ، کاملا در زمان حال غوطه ور و به منبع متصل می شوند. فقط انسان ها این ارتباط را از دست داده اند و بنابراین پیچیده تر شده اند.

و سخن آخر:
به محض مشاهده ساتوری،تمایل به تحقق لحظه فعلی و ایجاد ارتباط با کیهان هرگز از بین نخواهد رفت و این آرزو شما را دوباره و دوباره به سرچشمه می برد.








برای من رخ داد خداروشکر انشاالله برای همه بندگان خدا رخ بده
بهشت بر شما نازل میشه
درود سپاس از اینکه تجربه تون رو به اشتراک گذاشتید و با آرزوی دریافت های معنوی روز افزون برای شما دوست گرامی
در این لحظه که کاملا گنگه خاطرات و هر آن چیزی که در زندگی حال و قبل که اصلا نمیدونم چی بودن ظرفیت منو پایین آوردن و پرتم کردن به جسمم و برگشتم شاید عجیب ترینش اینه که هیچ چیزی حس نمیکنی به غیر از یه نور رنگین کمانی که مدام تغییر میکنه مدام سفید میشه قرمز میشه آبی میشه و انگار داره یه سیاهی رو حل میکنه ساهی ها توش محو میشن
سلام برای من هم رخ داد’نمیتونم به درستی توصیح بدم’فقط یادمه لال شده بودم یعنی از سر ذوق زبونم بند اومده بود’ دنبال واژه ای مناسب اون لحظه بودم’الحمدالله به نظرم رسید’چند مرتبه الحمدالله گفتم اما جوابگوی اون لحظه نبود’بعد هم در حالی که اسمان صاف بود با شنیدن صدای رعدو برقی همه چیز تموم شد.
سلام، ممنون از شما که تجربه تون رو به اشتراک گذاشتید.