شروع کنید

آگاهی کیهانی و آگاهی سطحی چیست؟دلیل واقعی ناراحتی انسان چیست؟

آگاهی کیهانی و آگاهی سطحی چیست؟دلیل واقعی ناراحتی انسان چیست؟

آگاهی کیهانی چیست؟

 

آگاهی کیهانی زیرِ لایه ی نازک و سطحی آگاهی مبتنی بر حس ها و فکرها و عواطف پنهان است.

مردم در بند چیزهایند.همین چیزها،اشیا،کارهایی که باید انجام شان داد

و اموری که باید به آن ها فکر کرد،زندگی بسیاری از آدم ها را آشفته کرده است.ذهن بسیاری از آدم ها آشفته بازار فکرهاست.زندگی تک تک افراد،

به سیر تاریخی زندگی بشر شبیه است؛

تاریخی که وینستون چرچیل درباره آن گفته است:

((لعنتی پس از لعنتی دیگر!))

آگاهی کیهانی

زندگی فرد فرد آدم ها نیز چیزی نیست،مگر فکری پس از فکری دیگر.

آگاهی سطحی که به بُعد ظواهر اشیا تعلق دارد،حجاب آگاهی ژرف تر آدم ها شده است.آدم های محبوب تعادل و آرامشی ندارند.آگاهی کیهانی لازم است تا آگاهی ما از ظواهر امور، را سامانی نیکو ببخشد.

آگاهی کیهانی ست که سلامتی زندگی بشری را به این سیاره باز می گرداند؛سیاره ای که خانه ماست.

مرحله بعدی تحول زندگی بشر:

مرحله بعدی تحول زندگی بشری،پدیدار شدن آگاهی کیهانی بشر است.

منظور از این آگاهی،فهم عاشقانه هستی ست،فهم وحدت عارفانه در همه چیز و همه کس،با چنین دید و دریافتی ست که:

بشر به ساحت اشراق ها گام می گذارد.

با چنین دید و دریافتی ست که:

آدم ها از قصه های غمبار خود رها می شوند و اگر قصه ای بماند آن قصه،قصه عشق است؛همان عشقی که در تک تک قلب های شما وجود دارد که در حال خواندن این مطلب هستید و وجودتان شما را به این سمت و شناخت خویشتن سوق داده است.

آگاهی کیهانی چیست؟

همان آگاهی که زیرِ لایه ی نازک و سطحیِ آگاهی مبتنی بر حس ها و فکرها و عواطف پنهان است.

این آگاهی، به تعبیر مولانا:

((همچون ناودان است.

آبِ درونِ ناودان،از ناودان نیست.

بلکه از ابر و آسمان است.))

آگاهی سطحی:

آگاهی سطحی، هشیاری ظواهر امور،آگاهی جزوی ست که اصل آگاهی را بدنام کرده است.((عقل جزوی،عقل را بدنام کرد.))

آفت آگاهی جزوی، وهم است و پندار و ظن؛این آگاهی در ظلمات وطن دارد.

آگاهی کیهانی به معنای آن است که:که تو تنها از ظواهر اشیا با خبر نیستی

بلکه از آگاهی خویش به آنها نیز خبر داری،یعنی هم می دانی و هم نسبت به دانایی خویش دانایی داری.

آیا می توانی جهانی را در پسِ پشتِ آن چیزهایی ببینی که جهان اش می نامی و آگاهی نسبت به چیزهای جهان؟

کل این عالم،صورتی ست از آن عالم،به تعبیر مولانا:

((این جهان یک فکرت است از عقل کُل))

آگاهی کیهانی دریایی ست بی حد و کنار ،و تو هنگامی که حضور داری،همین آگاهی هستی.

این آگاهی احساس حضور خویشتن در پسِ پشت چیزها و در پسِ پشت آگاهی نسبت به چیزهاست.

همه ی آدم ها واجد این بُعد کیهانی هستند،اما از آن خبر ندارند.

آگاهی کیهانی و ایگو:

آگاهی کیهانی تو را از ایگو می رهاند،آگاهی کیهانی بند گسل است.یعنی بندهای وابستگی تو به اشیا را می گسلد،آگاهی کیهانی تو را از زندان مادی گری بیرون می آورد

آگاهی کیهانی همان بُعد معنوی ست که زندگی را از آفت مهلک مادیت نجات می دهد.

آگاهی سطحی به تو می گوید:

((تو جرمی صغیر هستی))

آگاهی کیهانی به تو نشان می دهد که عالمی کبیر در توست.

هرگاه از چیزی،کسی و یا رویدادی ملول شدی، علت ملالت خود را در آن چیز، یا آن کس و یا آن رویداد جستجو نکن. علت ملالت تو آن است که:

منظر حقیقی خویش را گم کرده ای،منظر حقیقی تو،منظر خداست.

منظر محل نگاه کردن است، تو به تنگایِ نگاه سطحی به اشیا و امور افتاده ای،برای بیرون آمدن از این تنگنا ((این نیز بگذرد)) حبلُ المتین است.

ریسمانی ست که تو را از چاه دغدغه ی ظواهر امور بیرون می آورد.

آری ((این نیز بگذرد))

این نیز بگذرد می تواند تو را با حقیقت خویش مأنوس  کند.

در ضمن:

این نکته را فراموش نکن که ناراحتی تو ،هیچ وقت به آن دلیل نیست که فکر می کنی؛ناراحتی تو ریشه در جایی دیگر دارد،ناراحتی تو،معمول گم کردنِ منظر الوهی خویشتنِ خویش توست.

admin98 وب‌سایت
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

2 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
Business
Business
3 سال قبل

بسیار عالی بود

2
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx