مراقبه ترک سیگار به چه صورت است؟چگونه سیگار را ترک کنم؟
- 05 مهر 1399
- admin98
- یک نظر

روزی مردی برای ترک سیگار نزد من آمد. او برای سی سال بود که از اعتیاد شدید به سیگار رنج می برد. بیمار شده بود و پزشکان به او گفته بودند اگر سیگارش را کنار نگذارد هرگز سلامتی اش را به دست نخواهد آورد. ولی او یک سیگاری مزمن بود. نمی توانست کاری بکند.
او تلاش کرده بود و در این تلاش هم سخت عذاب کشیده بود. ولی پس از یکی دو روز باز هم آن نیاز شدید می آمد و به سادگی او را در می ربود.
و او باز هم گرفتار همان الگوی سابق می شد. به سبب همین اعتیاد او تمام اعتماد به نفسش را از دست داده بود. او می دانست که قادر به انجام یک کار کوچک نیست و نمی تواند سیگار نکشد. او نزد خودش بی اعتبار شده بود. او خودش را بی ارزش ترین موجود دنیا می دید.

نزد من آمد و گفت چکار کنم؟
چگونه سیگار را ترک کنم؟
من گفتم :
هیچکس نمی تواند سیگار را ترک کند. تو باید آن را درک کنی. اینک دیگر سیگار کشیدن مسئله ی تصمیم تو نیست. وارد دنیای عادات تو شده است و در وجودت ریشه گرفته است. سی سال زمانی طولانی است. این عادت بد در بدن تو ریشه دوانده است در نظام شیمیایی تو ریشه گرفته و در تمام وجودت منتشر گشته است.
دیگر مسئله ای نیست که تو با سرت تصمیم بگیری، سر تو دیگر قادر نیست هیچ کاری برای این انجام دهد.
سر کاملا ناتوان است. می تواند چیزی را شروع کند ولی به سادگی قادر به پایان دادن آن نیست. وقتی شروع کردی و وقتی برای مدت ها ادامه دادی، سی سال تمرین سیگار کشیدن مدتی زیاد است، تو یک یوگی بزرگ شده ای! و این عادت در تو خودکار گشته.
تو باید آن را غیر خودکار کنی.
پرسید منظورتان چیست که آن را غیرخودکار کنم؟
تمام مراقبه درباره ی چیست؟
روند غیرخودکار کردن.
به او گفتم کاری بکن. ترک سیگار را فراموش کن. نیازی به ترک آن نداری. تو سی سال سیگار کشیده ای و هنوز هم زنده هستی! البته رنج برده ای ، و البته به آن رنج هم عادت کرده ای. و چه اهمیت دارد که اگر چند ساعت زودتر از آن که سیگار نکشی بمیری؟ در این دنیا چه خواهی کرد؟
چه کار کرده ای؟
فایده اش چیست که تو دوشنبه بمیری یا سه شنبه؟
امسال یا سال دیگر؟
گفت : بله درست است مهم نیست.
سپس به او گفتم پس ترک سیگار را فراموش کن. ما نمیخواهیم که تو سیگار را ترک کنی. به جای آن ما میخواهیم آن را درک کنیم.
پس این بار که سیگار می کشی، از آن یک مراقبه بساز.
مرد گفت مراقبه روی سیگار کشیدن؟
گفتم آری
اهل ذن می توانند از نوشیدن چای مراقبه بسازند و می توانند آن را به یک آیین خودشناسی تبدیل کنند، چرا که نه؟ سیگار کشیدن هم می تواند مراقبه ای قشنگ باشد. او سرزنده و هیجان زده شده بود
گفت چه می گویی؟ مراقبه با سیگار؟
فقط بگو نمیتوانم صبر کنم.
و من روش آن را به او دادم و گفتم یک کار کن.
وقتی پاکت را از جیبت در می آوری، از همان موقع آهسته برو. یعنی وقتی می خواهی پاکت سیگار را از جیبت در آوری حرکاتت را آهسته کن، از هر حرکت لذت ببر. عجله ای در کار نیست. هشیار باش. گوش به زنگ باش.آگاه باش. پاکت را به آرامی و نرمی بیرون بیاور، با دقت و هشیاری تمام. آن وقت سیگار را با هشیاری و آهستگی از پاکت بیرون بیاور . آرام، نه با شتاب و نه با ناهشیاری سابق. بیرون آوردن سیگار نباید به طور مکانیکی انجام شود.
آنوقت چند بار ته سیگار را روی پاکت یا قوطی سیگار بزن، ولی بسیار هشیارانه و با توجه و دقت و آهسته. به صدای آن گوش بده. درست همانطور که اهل ذن به صدای قل قل سماور گوش می دهند و بوی چای را درک می کنند. سیگار را بو کن. زیبایی آن را احساس کن.

او وسط پرید و گفت چه می گویی ؟ زیبایی سیگار؟
گفتم آری، سیگار زیباست. تنباکو هم مانند هر چیز دیگر الهی است . سیگار را بو بکش رایحه الهی است. و ادامه دادم حالا سیگار را به دهان بگذار با هشیاری تمام و آگاهی تمام . از هر حرکت لذت ببر حرکات کوچک و هر حرکت را تا حد ممکن به حرکتهای کوچک تر تقسیم کن. تا بتوانی بیشتر و بیشتر هشیار باشی. آنوقت سیگار را روشن کن و نخستین پک را بزن. حالا الوهیت به شکل دود وارد تو شده. اگر بتوانی چنین کنی تعجب خواهی کرد به زودی تمام حماقت این عمل را خواهی دید.
نه اینکه دیگران گفته باشند که سیگار کشیدن عملی احمقانه است.
نه، تو خودت خواهی دید. و این دیدن از تمام وجودت خواهد بود. نگرشی از تمامیت تو خواهد بود.
و سپس یک روز اگر ترک شد که شد و اگر عادت باقی ماند ادامه خواهد داشت. نیازی نیست نگرانش باشی.






