شروع کنید

تانترا چیست؟ پالایش ذهن با فنون تانترا چگونه است؟

تانترا چیست؟ پالایش ذهن با فنون تانترا چگونه است؟

تانترا چیست و به چه چیزی اشاره دارد؟

 

تانترا می گوید:به بدنت گوش بده. به نیازهای بدنت گوش بده.

در سکوت به ذھنت گوش بده. به نیازهای ذهنت گوش بده.

دوری نکن،وارد این نیازھا شو،

با مراقبتی عاشقانه این نیازھا را کشف کن.

اگر می خواھی روزی به ورای بدن و ذھن بروی؛

دوست بودن بسیار ضروریست.

این بینش تانترا از زندگی است

با انرژیھای زندگی دوست باش ، مخالف نباش.

در تانترا همه چیز مقدس است.

هیچ چیز اهریمنی نیست.

تانترا می‌گوید اگر خشم وجود دارد،

 اگر طمع وجود دارد،

 اگر تمایل جنسی وجود دارد

این‌ها نیز خیر هستند.

 زمانی که تمام انرژی‌های خودت

 را بپذیری و دگرگون کنی

به ورای دوگانگی‌ها بروی،

 گل نیلوفر آبی از

درون لجن سربر می‌آورد.

تانترا چیست؟

 

عشق و سلوک

از عشق یک سلوک بساز،اجازه نده که عشق یک امر پیش پاافتاده و سرسری و یا مشغولیتی برای فکر و یا ارضاء بدن باشد.

علم تانترا می‌گوید: اگر بتوانی همراهی پیدا کنی که آمادگی داشته باشد با تو به طرف درون حرکت کند و در این راه به بالاترین اوج رابطه برسی، هر دوی شما به الوهیت نزدیک خواهید شد.

پس آن دیگری، حکم دَری است که به طرف خداوند باز می‌شود.

اولین دیدار با ماوراء همیشه از طریق یک شخص دیگر پدیدار می‌شود.

عشق و سلوک در تانترا

 

تانترا به تو می گوید:

از فاصله‌ای نزدیک به صورتش نگاه کن…

اگر عشقت کامل باشد روحش را می‌بینی!

 

ذهن جدایی می‌آورد

زبان سکوت را بیاموز 

 

شما دائماً در حال از دست دادن و گم کردن زندگی هستید. علتش آن است که ذهن‌تان را عامل و وسیلهٔ ارتباط با هستی قرار داده‌اید، حال آنکه ذهن عاملی است که شما را از هستی جدا می‌کند.

 

به جای آنکه شما را در مسیر درست قرار دهد، از آن منحرفتان می‌کند. تفکر نوعی حصار است. مانند دیوار چین است. شما در میان افکارتان کورمال کورمال حرکت می‌کنید و از درک و لمس حقیقت عاجز می‌مانید. حال آنکه حقیقت از شما دور نیست.

 

خدا در کنار شماست، تنها فاصله‌اش با شما به اندازهٔ یک نیایش است، اما وقتی که به تفکر، تخیل، تجزیه و تحلیل، تعبیر و تفسیر و فلسفه بافی می‌پردازید از خداوند هرچه بیشتر و بیشتر فاصله می‌گیرید و از حقیقت دورتر می شوید.

 

با این کارها مه غلیظ و سنگینی به وجود می‌آورید که امکان بینایی را از شما می‌گیرد. این بحث یکی از پایه‌های اساسی تانترا است. تانترا معتقد است، ذهنی که دائما درگیر افکار باشد، خودش را گم می‌کند و حقیقت را از کف می‌دهد.

 

برای ایجاد رابطه با حقیقت تقکر مناسب نیست. در واقع زبان حقیقت عدم تفکر است. در ارتباط با حقیقت کلمات بی‌معنا می‌شوند و سکوت معنا می‌گیرد. سکوت، آبستن و بارور است، کلمات، مرده و بی‌معنایند. انسان باید بتواند زبان سکوت را بیاموزد.

ذهن جدایی می‌آورد زبان سکوت را بیاموز

 

تصویر درونی

 

چرا مردی عاشق زنی می‌شود؟!

چرا زنی عاشق مردی می شود؟!

 

چون او زنی را در درون خویش حمل می‌کند؛ در غیر اینصورت او هرگز عاشق نمی‌شود. و چرا عاشق زن خاصی می‌شوید؟! هزاران زن وجود دارد. اما چرا ناگهان زنی خاص چنان برایت مهم می‌شود که انگار زنان دیگر وجود ندارند و آن زن تنها زنِ موجود در عالم است. چرا؟!

چرا مردی خاص نظرت را جلب می‌کند؟ و چرا در نگاه اول چیزی ناگهان رخ می‌دهد؟!

تانترا می‌گوید: تو تصویری از یک زن را در درون خویش حمل می‌کنی؛ همچنین تصویری از یک مرد. هر مردی تصویر یک زن و هر زنی تصویر یک مرد را حمل می‌کند. زمانی که شخصی در جهان بیرونی با تصویر درونی تو منطبق می‌شود، عاشق می‌شوی- این است معنی عشق.

چرا مردی عاشق زنی می‌شود؟! چرا زنی عاشق مردی می شود؟! (تانترا)

 

پالایش ذهن با فنون تانترا

 

معنای معمولی “خلوص” هر چه كه باشد، در تانترا مطرح نیست. ما معمولا همه چیز را به بد و خوب تقسیم می‌كنیم. این تقسیم ممكن است به هر دلیلی باشد: ممكن است دلیل بهداشتی داشته باشد و یا اخلاقی و یا هر چیز دیگر.

 

ولی در هر صورت، ما زندگی را به دو بخش خوب و بد تقسیم می‌كنیم و معمولا منظور ما از خلوص خوبی است. ویژگی‌های بد نباید شكل بگیرند و ویژگی‌های “خوب” باید حضور داشته باشند.

 

ولی در تانترا این تقسیم‌بندی خوب و بد معنا ندارد. تانترا به زندگی از طریق طبقه‌بندی دوگانه تقسیم‌ شده نگاه نمی‌كند.

 

پس این پرسش كه منظور تانترا از خلوص چیست، پرسشی مقبول و مربوط است. اگر از یك”قدیس” چنین پرسشی را بكنی، پاسخ می‌دهد كه خشم بد است، سكس بد است و حرص و طمع بد است.

 

اگر از گرجیف چنین پرسشی را بپرسی خواهد گفت كه منفی ‌بودن بد است. هرگونه احساس منفی بد است و مثبت بودن خوب است.

 

اگر همین پرسش از جین‌ها Jains، بوداییان، هندوها، مسیحیان و مسلمان‌ها پرسیده شود، تعریف هر كدام ممكن است متفاوت باشد. ولی به یقین تعریف‌هایی از خوب و بد دارند.

 

آنان برخی از چیزها را “بد” و برخی را “خوب” می‌دانند. پس برای آنان تعریف “خلوص مشكل نیست. هر آنچه را كه خوب می‌دانند، خالص است و هر چه بد باشد ناخالص است.

 

تقسیم بندی:

ولی برای تانترا این مشكلی عمیق است. در تانترا تقسیم‌های سطحی بین خوب و  بد وجود ندارد. بنابر این خلوص چیست؟ تانترا می‌گوید تقسیم‌ كردن زندگی ناخالص است و زندگی یكپارچه و با تمامیت، خلوص است.

 

بنابراین برای تانترا خلوص یعنی معصومیت، معصومیتی غیرقابل تبعیض. كودكی در آنجاست، او را خالص می‌خوانید. او خشمگین می‌شود و حرص می‌زند. پس چرا باز هم او را خالص می‌خوانید؟ در كودكی چه چیزی خالص است معصومیت.

 

در ذهن كودك تقسیم‌بندی وجود ندارد. كودك از اینكه چه چیزی خوب است و چه چیز بد هشیار نیست. آن ناهشیاری و ناآگاهی معصومیت او است.

 

حتی اگر خشمگین شود، ذهنی ندارد كه با آن عصبانی شود. برای او خشم یك عمل ساده و خالص است. خشم رخ می‌دهد و زمانی ‌كه برطرف شد، دیگر رفته است و چیزی از آن باقی نمانده.

گویی كه خشم هرگز وجود نداشته. خلوص او دست‌نخورده باقی می‌ماند. خلوص او همان است. بنابراین كودك چون ذهن ندارد، خالص است.

 

هر چه ذهن بیشتر رشد كند، كودك ناخالص‌تر می‌گردد. آنگاه خشم به عنوان چیزی از پیش‌ اندیشیده‌ شده وجود دارد و نه چیزی آنی و ناخودآگاه.

 

آنوقت كودك ممكن است گاهی اوقات كه موقعیت به او اجازه نمی‌دهد، خشمش را سركوب كند. و زمانی‌ كه روی خشم سرپوش گذاشته شد، در موقعیتی دیگر، كه نیازی به خشم نیست، ناگهان خشمگین می‌شود.

 

خشمی كه سركوب شده و سرپوش گذاشته شده نیاز به خروج دارد. آن گاه همه چیز ناخالص می‌گردد، زیرا اكنون ذهن دخالت كرده است.

پالایش ذهن با فنون تانترا

 

خداگونگی

 

ما خداگونه ایم

ما خداگونه  به جهان آمده ایم و در نهایت با همان کیفیت باز می گردیم .

اما در این میان درگیر هزار و یک رویا می شویم تا چنین و چنان شویم .

برای رهایی کافی است اسیر و درگیر ابرها(افکار) نباشیم . تنها راه مشاهده است .

مفهوم تانترا این است : اسیر ابرها نبودن .

همواره مشاهده کن

و به یاد بیاور که خداگونه ای…‌

 

مقاصد

 

چرا معمولاً مردم به دنبال مقاصد می دوند ؟ کسی ماشین می خواهد و کسی دیگر خانه و کسی دیگر قدرت – چرا مردم به دنبال مقاصدند ؟ اصلی ترین دلیل آنها برای فعالیتهای پُر خواهش و پُر جنب و جوش چیست ؟

شگفت زده خواهی شد. تانترا می گوید : آنها می خواهند از خودشان فرار کنند. آنها به سوی مقاصد نمی دوند ، آنها صرفاً می خواهند از خودشان فرار کنند. مقاصد بهانه اند کمک می کنند به خودت پشت کنی. تو از خودت می ترسی. ترس بزرگی در مورد خودت وجود دارد. این هر روز در اینجا اتفاق می افتد. هر وقت کسی به مدیتیشن نزدیکتر می شود ، می ترسد. چرا ؟ زیرا وقتی به خودت نگاه می کنی ، هیچکس را در آنجا نمی یابی. خالیای محض ورطه خالیای وحشتناک. شروع به لرزیدن می کنی ، تو  بر لبه پرتگاه ایستاده ای … فقط یک قدم اشتباه و کارت تمام است. تو شروع به فرار کردن از خودت می کنی. مردم می دوند نه برای چیزها ، مردم از خودشان فرار می کنند. آنها به دنبال چیزی نمی دوند، آنها از چیزی فرار می کنند. و  آن چیز وجود خودشان است.

چرا معمولاً مردم به دنبال مقاصد می دوند ؟

 

بازگشت به درون

در دنیای بیرون همیشه  درد و لذت باهم است ،

همیشه غم و اندوه و خوشی با هم هست ،

عشق هم با همه زیبایی اش  با خود درد می آورد.

پس چه باید کرد ؟

تانترا پیشنهادی دارد ، تانترا می گوید :

هیچ راهی برای خرسندی بیرونی وجود ندارد ،

 باید به درون بروی .

باید مرد و زن درونی ات را پیدا کنی .

دیدار بیرونی فقط می تواند  زودگذر  باشد ،

اما دیدار درونی ابدی است .

تمام شادیها از مرکز درونی ات می آید ،

بیرونی فقط بهانه است.

بازگشت به درون (تانترا)

 

مکاتب بعد از بودا

بعد از  دو قرن از تولد بودا، مکتبی که او بنیان نهاده بود به دوشاخه تقسیم شد:

 

شاخه اول:

مکتب ذن نام گرفت که توسط بودی دارما کشورهای چین، کره و ژاپن را در بر گرفت.

 

شاخه دوم:

 آن تانترا بود که بنیان گذار آن شخصی به نام ساراها بود که این مکتب هم توانست سرزمین تبت را در بر بگیرد.

 تانترا مکتب بسیار انقلابی و طغیان گر است. از دیدگاه تانترا جهان یک پارچه است.پائین و بالای آن دست در دست یکدیگر دارند.

آنچه برتر است در درون فروتر پنهان شده و آنچه فروتر است باید تغییر شکل یابد. باید به فروتر فرصت بالا رفتن داد و بدین گونه است که فروتر به برتر تبدیل می‌شود.

بین اهورا و اهریمن فاصله چندانی نیست.زیرا اهریمن در قلب خویش اهورا را دارد. اگر قلب اهریمن به جنبش آید اهورایی می‌شود.

مکاتب بعد از بودا به دو دسته تقسیم می شوند ذن تانترا

 

تانترا یادآوری می کند که:

هرگز کسی را محکوم نکنید. عقاید و دیدگاههای محکوم کننده احمقانه اند. شما با محکوم کردن امکان به دست آوردن آن چیزهایی را که از تکامل فروتر حاصل می شوند از میان می‌برید.

 

اشو می گوید:

گل و لای را محکوم نکنید، زیرا که نیلوفر مرداب در گل و لای پنهان است. فرد خلاق به گل ولای کمک می‌کند تا نیلوفر درونش آزاد و از چنگ گل و لای رها شود.

 

مولانا نیز در این باره می گوید:

موسی و فرعون در هستی توست

باید این دو خصم را در خویش جست

admin98 وب‌سایت
3.4 9 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

3 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
سارا
سارا
2 سال قبل

عالی بود

نگین
نگین
2 سال قبل

خیلی زیبا 🙏

3
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx