تمرین بیداری در زندگی روزمره

در تمرین بیداری، در هر کاری که وارد می شوی، مشغول هر کاری که هستی، خود را در آن کار به یاد بیاور. خود را نظاره کن. “این تویی که در حال انجامی”. تا می توانی هیچ کاری را از روی عادت انجام مده. اینطور نباشد که جسمت به کاری مشغول باشد و ذهنت جای دیگر. اگر قدم می زنی، واقعاً قدم بزن. اگر گوش می دهی، واقعاً گوش بده. و اگر ظرفی را می شویی واقعاً همانجا باش. به خودت و کارت آگاه باش. فرقی نمی کند کاری که می کنی کوچک است یا بزرگ. نکته به یاد آوردن خویش است.
این تمرینی است که به شکوفایی آگاهی و تسلط تو بر ذهنت منجر شده و زندگی ات را از یک روند ماشینی و بی روح، به طراوت و تازگی می کشاند. پس به یاد آور! این یادآوری ضرورت راه و مجرای دریافت آگاهی از نوع دیگر است. شروع بیداری و تمرین در “حال” بودن است. تمرینی که لحظه به لحظه تو را به خودِ حقیقی ات نزدیکتر می کند.

نکته:
وظیفه تو تمرین کردن است،تمرین پیوسته در کندوکاو خویشتن
و زمانی که چیزی را با عمق هشیاری(نور درونت) لمس کنی،
همه چیز را لمس (درک) کرده ای.زیرا تو هشیار و بیداری.
در تمرین بیداری ، بهشت را در میان هیاهو نیز میبینی
اما در حالت خواب ، تمام تلاشت اینست که جهنم هیاهو را آرام کنی…
بیداری جمعی
آزادی فردی تا حد زیادی
در گروی آزادی جمع است.
سرنوشت انسانها به هم گره خورده است.
بیداری جمعی همان قدر مهم است که
بیداری فرد و رسیدن به اقتدار
و آزادی درونی اهمیت دارد.

از نقش ها عبور کنید
درد ها،رنج ها سختی ها،اشک ها، همه پاکسازی کارماهاست یا فشاری برای بیداری روح و ارتقای ما و تکامل مان. هر آنچه هست را بپذیرید،ضمن اینکه برای رسیدن به هدف تان تلاش می کنید. هر آنچه تجربه کردید. و هر آنچه از سر گذراندید. همه برای رشد و اینجایی که هستید. هرچند اگر راضی هم نباشید لازم بوده، برای تکامل تناسخ شما. شکر کنید،تسلیم باشیم،تسلیم هر آنچه نمیتوانید تغییرش دهید. هر آنچه اتفاق میفتد خیر ماست،حتی اتفاقات به ظاهر منفی تا درسها را نگیرید و شاکر و شاد و در ارتعاشات بالا قرار نگیرید و عشق بی قید و شرط و بدون تعصب و قضاوت و توقع و …از ماتریکس و امتحانات و سختی ها و تکرار اتفاقات ناخوشایند نجات پیدا نمیکنید.
ببخشید خودتان و دیگران را،حتی اگر نمیخواهید دیگر افرادی را ببینید،ولی حس تان را درست کنید. ببخشید،درک کنید که حتما یا تسویه کارمایی بوده یا درسی برای گرفتن بوده یا رسالتی برای انجام شدن، آدمها فقط به زندگی ما وارد میشوند تا درسی بگیرند یا درسی بدهند یا برای تکامل روح ما فرستاده شده اند،وابسته نقش ها نباشید.هرچه هست از طرف خداست برای ما و رسیدن به درجات بالاتر،از نقش ها عبور کنید. با محبت و عشق بی قید و شرط و صعود کنید.

اشراق
اشراق چیزی مانند یک دستاورد نیست؛
فرد نمیتواند آن را به دست بیاورد.
برای رخ دادنش خودِ فرد باید از بین برود
یک رخداد است و فقط وقتی واقع میشود
که نَفْس (یعنی من) غایب باشد
تو پیشاپیش همان هستی! فقط یک بیداری،
فقط یک چرخش به درون مورد نیاز است.

آغاز بیداری
ناظر واقعی بسیار از ذهن دور است و ایجاد فاصله مابين ناظر و ذهن، کل هنر مراقبه است. پس درگیر مسائل معنوی نشوید؛ کمی تلاش کنید تا بتوانید ناظر تمام ذهن باشید.
نگاه کن،حس کن،لمس کن،بِچِش اما از ذهن تاثیر نپذیر. ذهن تو را خوابیده ، ناآگاه و مکانیکی میخواهد. چون وقتی حضور داشته باشی ،ذهن خواهد مُرد و کنترلش را بر تو از دست خواهد داد و این آغاز بیداری است.

خویشتن حقیقی
رسیدن به بیداری یک هدف
یا مقصدی برای رسیدن نیست؛
بلکه درک روشنی است از اینکه
شما چه چیزی هستید(آگاهی، روح)
و چه چیزی نیستید (منیت، ذهن)

آدیا شانتی معلم معنوی می گوید:
یک بیداری عمیق داشتن می تواند مانند برداشتن درب شیشه باشد
تمام کارمایی که سرکوب شده بود ،تمام کارما در ته بدبختیمان که ما از آنها آگاه نبودیم ، به پرواز در می آیند. چون بلاخره فضایی وجود دارد که آنها میتوانند درونش پدیدار شوند.
وقتی که آنها به صورت تو ضربه میزنند. تو تعجب میکنی که رهایی ات کجا رفت و چه چیزی اشتباه پیش رفته است.
اما درک کن که این اثری از رهایی است ،این یک اشتباه نیست. همه چیز میخواهد در رهایی بالا بیاید و به وسیله رهایی متحول شود. اگر تو اجازه دهی که آن در این فضای آگاه بالا بیاید ،که خودش عشق است. آن از نو هماهنگ میشود.
این فضایی که تو هستی عشق بی قید و شرط است. بی قید و شرط فقط به این معنی است : از همه چیز استقبال می شود. هیچ چیز دور رانده نمی شود و هیچ چیز از آن(فضای آگاه) جدا نمیشود…

راه بیداری
در تمرین بیداری انسان به تدریج و به آهستگی از خواب ذهن بیدار می شود. همه مشکلات و فشارها برای بیدار شدن اوست. هرچه مقاوت کند ،بیداری خود را به تاخیر می اندازد. آنکه رسالتش بیداری دیگران است،برایت لالایی نمی خواند. شیوه های زیادی دارد. اما اگر،لازم باشد بر تو سخت هم می گیرد. نه به خاطر تو. او در فضای ما و من نیست. او آنچه باید انجام گیرد را به انجام می رساند.

سخن پایانی:
بعضی از شما دارید
به چیزی که هستید بیدار میشوید،
بعضی از شما دارید چیزی متفاوت
با چیزی که به شما گفته شده، میبینید.
این آغاز بیداری است…
و یک چالش زیبا…








عااااااالی خیلی کمک کننده و شفاف 🍀
ممنون از نگاه شما
عالی بود
سپاسگزارم 🌱🕊️
ممنون از شما دوست بزرگوارم.
خیلی عالی بود ممنونم از آگاهی رسانیتون🌱
ممنون از شما