تجارب معنوی
- 25 مهر 1401
- admin98
- 4 نظر

تجارب معنوی به عنوان حادثه ای توصیف می شود که در مورد چگونگی وقوع این تجربه ها گاهی فراتر از درک بشر است زیرا ناشناخته هستند. این نوع تجربه ها شامل موقعیتهایی مانند تجربیات نزدیک به مرگ یا از دست دادن بخشی از خود در اثر یک حادثه و غیره است که غیرقابل توضیح است. اما همین شرایط سخت باعث گشوده شدن درب هایی تازه و نو به روی زندگی مان می شوند که تا قبل از وقوع آنها،این دریچه ها باز نبودند.
تجارب معنویات را برای افرادی که هنوز آمادگی اش را ندارند افشا نکن. نیازی نیست که درونیترین اسرار خود را به همه بگویی.اسرار خودت را فقط با کسانی سهیم شو که بتوانند آن را درک کنند. وقتی که آن را بد بفهمند. شاید حتی چیزی را در تو نابود کنند. زیرا سوء تفاهم آنان بر تو تأثیر دارد.
باید راز نگهدار باشی. درست مانند یک مادر، که نُه ماه کودک را در درونش رشد میدهد تا کودک بالغ و آماده شود.روزی خواهد آمد که پنهان کردنش ورای ظرفیت توست. ولی آنوقت مشکلی نیست. زیرا هیچکس نمیتواند آن را مخدوش سازد.
ولی قبل از آن خودت را کاملاً ساکت نگه دار. جامعه نمیتواند خوشی و شعف و جنون الهی تو را درک کند. آنان مسیح را به همین جرم مصلوب کردند. حلاج را به همین جرم کشتند.
بذر تنها در خلوت و تاریکی رشد میکند. تو آن را در اعماق خاک مینهی. که انوار آفتاب به آن نمیرسد. یک روز ناگهان میبینی. که جوانهای سبز شده است. لحظهای میآید که آن شکوفه باید بشکفد. و یک گل شود. و خدایی که در قلبت می شکفد و میرقصد را نمیتوانی پنهان کنی. تا جایی که میتوانی پنهانش کن. یا وقتی خیلی زیاد شد. به مکانی خلوت برو.

یه یاد آوردن خود
زندگی مدرسه ای است. برای آنکه روح شما بتواند. آنچه که از ”قبل” میداند را به یاد بیاورد. تمام تجربیات شخصی شما. در زندگی دلیلی برای به یاد آوردن. حقیقتِ اصلی شما هستند. از تجربیات زندگی خود درس بگیرید. و مراقب آنچه که در زندگی خود از لحاظ عاطفی،معنوی و جسمی تجربه می کنید. باشید.

همه تجارب معنوی ناشی از شرایط مثبت نیستند
اگر بخواهید با دیگران. در مورد تجارب معنوی آنها صحبت کنید. بیشتر در مورد این خواهید شنید. که این تجربیات در ناامیدترین لحظات زندگی شان اتفاق افتاد. تا به آنها امیدواری برای ادامه دادن بدهد. و تجربیات معنوی علی رغم سخت و طاقت فرسا بودن. معمولا نتایج و برکات ایده آلی را به همراه دارد. اما به یاد ماندنی ترین آنها در هنگام حوادث ناگوار به دست می آید. یک حادثه ، مرگ عزیزان، روابط پُر فراز و نشیب، یا رکود شغلی و شرایط سخت. همه مواردی هستند که یک قدرت برتر ظاهر می شود. تا بهتر از شما به امور رسیدگی کند. باز هم. لزوماً لازم نیست. برای تحمل یک تجربه معنوی. به یک نیروی برتر ایمان داشته باشید. شما فقط باید آنچه را که به تازگی اتفاق افتاده است. بشناسید. و بپذیرید. تا از مزایای آنها بهره مند شوید.

روپرت اسپایرا معلم معنوی می گوید:
ما هماکنون از تجاربمان آگاهیم. از این کلمات آگاهیم، از افکار و احساساتمان، هر آنچه که هستند آگاهیم. ما از هر آنچه در حال حاضر میبینیم و میشنویم آگاهیم، از این حسی که از بدن داریم آگاهیم. بدون اینکه تلاشی انجام دهیم از این جریان تجارب آگاهیم؛ و برای اینکه آنی که تجاربمان را میداند و از آنها آگاه است باشیم نیازی به کوچکترین تلاش نداریم.
مراقبه در واقع یعنی آگاهانه همان باشیم،
«همانکه از تجاربمان آگاه است.»
زندگی
ممکن است. شما در میان تمارین معنوی خود. به دنبال رخ دادن تغییرات و یا کسب تجربیاتی زیبا باشید. اما آن تجربه ها درست در دل زندگی برایتان رخ میدهد. زمانی که از انتظار کشیدن دست برمیدارید. و فقط زندگی را به معنای واقعی زندگی میکنید.

تجارب دشوار
از تجارب دشوار دوری نکنید. که آنها یک معلم فوق العاده هستند. زخم ها و دردها حامل پیام و نوری است. که به اعماق قلب شما وارد می شود. و روزنه ای برای شماست. به آنها گوش دهید. زخم، روزنه ای است. برای رسیدن نور








خيلى زيبا و مؤثر…لازمه چیز گرانبها رنج است..برای رسیدن به تمام ثروتهای درونی باید از مرحله رنج گذشت،برای تولدی نو باید ساختار قدیمی را از بین برد..امیدوارم هر انسانی یک روزی به این درک عمیق برسد که او برای کاری به این دنیا امده،،تجربه بیداری روح بزرگترین رازی است که او برای محقق کردنش پا به این سیاره خاکی گذاشته..خدا را شکر که ما بین شما هستیم.
درود ممنون از شما دوست بزرگوار و نظرات آگاهی بخش تون،برکت باشید.
سلام.دوست عزیز.روح من توانسته بیدار شود.و چندی احساساتی که شما از آن سخن میگویید.تجربه کردن.تا حدی که حرف خدا را هم شنیده ام.ولی مشکلی دارم.وقتی به کالبد جسمانی خودم برگشتم.و مشکلات زندگی روز مره و آینده و گذشته را به یاد آوردم.دیگر نمیتوانم تمرکز لازم برای آگاهی درونم را پیدا کنم.یک راهنمایی کنید که باید چکار کنم که به همان آرامش درونی گذشته ام برگردم.و مشکلات بعد جسمانی ام را با کمک گرفتن و ارتباط با درونم درست کنم.
سلام شما باید روی زمان حال تمرکز کنید و بودن رو تجربه کنید، چون در نوشته هاتون به رفتن به آرامش درونی گذشته اشاره کردین، شما نیاز است که در همین بدن و کالبد جسمی تون بیدار باشید و برای این منظور باید شاهد و ناظر جریان افکارتون باشید بدون هیچ گونه قضاوتی و یا خوب و بد تلقی کردن جریان افکارتون، در این صورت به ورای جریان افکار میرید و با خود حقیقی تون ارتباط می گیرید.