لحظه حال چیست؟ چگونه از این لحظه ناب و فضای زیبا نهایت استفاده را ببریم؟
- 12 آبان 1400
- admin98
- 2 نظر

یکی شدن با لحظه حال،تو را به روی آگاهی بی کران می گشاید و تو را با آهنگ کُل هستی هماهنگ می کند.آنگاه کُل، از طریق تو عمل میکند.صرفنظر از آنچه دیروز رخ داده است و آنچه فردا ممکن است اتفاق بیفتد.حال جایی است که شما در آن ایستادهاید.کلید شادی و خرسندی، بودن در لحظه حال است.
همه فکرهای شما به گذشته تعلق دارند.همه آنچه که انجام میدهید واکنشی بر اساس تجربه گذشته است.حتی وقتی به آینده فکر میکنید,فکرهای فرافکنی آینده شما از فکرها,خاطرهها و تجربههای گذشته میآیند.لحظه حاضر آزاد از فکر است اما وقتی فکرها بر میخیزند,شما دیگر در حال حاضر نیستید , شما در گذشته هستید.لحظه حاضر بیفکر و صلح است. فقط فکرهای گذشته است که شما را شوربخت میسازد.زمانیکه کاملا خودآگاه شوی،از کنترل گذشته و عادات و خاطراتت جدا میشوی و آگاهانه اوضاعت را مدیریت خواهی کرد.آسانترین راه رسیدن به خودآگاهی و بدست آوردن آزادی، حضور در لحظه حال است.
تماشای طلوع و یا نگاه کردن به قطعه ابری سپید در آسمان و یا فقط بودن با یک درخت و یگانگیِ ساکت با آن و یا تماشای یک پرنده که در آسمان پرواز میکند.هرگاه تو تمام گذشته و آینده را فراموش کنی و کاملاً توسط لحظه حال تسخیر شوی،احساس شادابی و سرحال بودن خواهی کرد.

گل رز
چگونگی زندگی در لحظه را می توانی از گل رز بیاموزی :
هم اکنون گل رز در باد میرقصد،
در باران، بدون ترس، بدون توقع،بی انتظار، بدون علاقه به آینده.
شب گلبرگها پژمرده خواهند شد،اما چه کسی به شب اهمیتی میدهد؟
این لحظه و این رقص همه چیز است.

اکهارت تول معلم معنوی می گوید:
هنگامی که عمل شما از درون
با لحظه ی حال همسو باشد،
شعورِ خودِ هستی به حرکت شما
نیرو میبخشد.
راه آسودگی
زندگی طوری باید زندگی شود که گویی یک آینه است.به هر کس و هر چیز خوش آمد بگو، اما به هیچ چیز نچسب.گذشته ها گذشته، و نگران چیزی هم که هنوز نیامده نباش، این راه آسودگی است، که در آن فرد خودش را با لحظه حال پیوند میزند.
گذشته و آینده قلمروهای ذهن هستند.کسی که مجذوب گذشته و آینده است نمیتواند زندگی را بشناسد. زندگی در اینک و اینجاست، نه آنجا و آن موقع. کسی که در اینک ،اینجا طعم زندگی را نچشد، فقط وقتش را هدر میدهد.پس، همچون درختان در یک جا ریشه کن، اما همچون پرندگان در لحظه خالص حال زندگی کن.

نکته:
عشق سراسر وجودت را به شعله اشتیاق می کشد و در عین حال به تو شکیبایی و متانت لازم را نیز می آموزد.عشق آموزگار کمال است و حضور داشتن تو در هر لحظه دریچه ورود به وادی عشق است.
میدان کوانتومی لحظه حال
زمانی که در اعماق درون، خود را شخصی قربانی و بدشانس میبینید، ضمیر ناخودآگاهِ شما همواره بدترین سناریوهای ممکن را از میدان کوانتومیِ لحظهی حال انتخاب کرده و سپس آنها را با قدرت بسیار به سوی لحظهی حالتان جذب میکند.اما از لحظهای که انديشه ها و دیدگاه خود را عوض میکنید، در يك چشم بر هم زدن همه ی اوضاع و شرايطتان عوض میشود، زيرا جهانِ بیرونِ شما تبلور اندیشهها، کلام و دیدگاهِ خودتان است.

حضور در لحظه
اگر سکوت درونی یا بی ذهنی میخواهید،تلاش نکنید که ذهن را خلوت کنید یا با افکار مقابله کنید؛برای سکوت ذهن، تنها حضور در لحظه را تمرین کنید و در زمان حال باشید.به این ترتیب، تمام افکار و دغدغه ها خودبخود محو میشوند.
همین که عادت همیشگی شما یعنی بیرون از جسم و درگیر ذهن بودن،تغییر کند و به درون جسم و بودن در لحظهٔ حال بروید، جسم فیزیکی را سبکتر، شفافتر و زندهتر احساس خواهید کرد.آگاهی بیشتر، به معنای کاهش توهّم مادیِ بودن است.
اکنون ابدی
شما اینجا هستید،در اکنونِ ابدی،در تقاطع گذشته و آینده ! لحظه حال با تمامی گذشته و با کل آینده در ارتباط عمیق و نزدیک است.تمامی آنچه از ازل تا حالا رخ داده و در این لحظه وجود دارد و بذر آنچه در آینده تا ابد رخ خواهد داد،در لحظه حال موجود است.

پذیرش لحظه حال
پذیرش لحظه حال بی درنگ شما را به اصل وجود متصل می کند آنچه هست را بپذیر “لبخند بزن” و از یکی دانستن خود با ذهن رها شو،مقاومت و نپذیرفتن آنچه هست ناشی از ذهن است.
هر آنچه که در لحظه ی حال است را بپذیرید،چرا که شما آن را انتخاب کرده اید.همیشه همراه آن باشید نه علیه آن،با آن دوست و هم پیمان باشید، نه دشمن.این بطور معجزه آسایی زندگی شما را تغییر خواهد داد.
سعی نکن و زندگی را دستورالعمل ذهن خود نگه ندار.با بازیگوشی بپذیر.بگذار زندگی کشف لحظه به لحظه باشد.زندگی را با برنامهریزیها آواره نکن ;بگذار زندگی، خود رازها و زیباییهایش را به تو نشان دهد.حال وجود تو میتواند شکفته شود،و ذهن و قلب تو ترس را پرورش نخواهد داد;بلکه حکمت ، نور و شادابی را پرتوافکنی میکند.
حواست باشد:
هیچ عیبی ندارد که هدفهایی را برای خود تعیین کنی و برای رسیدن به آنها بکوشی.اشکال در این است که این هدفها را جانشین احساس از زندگی کنی.آنها را با هستی اشتباه بگیری.لحظه حال را وسیله کنی و به پای آینده بریزی.

بین الطلوعین
در میان طلوع و غروب
آن بین الطلوعین را بیاب…
و در میان اضداد و دوگانگیها
آن راه تعادل و یگانگی را بیاب…
در میانه ها و در آن خلا
جادویی از آرامش و عشق
خوابیده و نیاز به تلنگر برای
بیداری دارد
مثال:همان میانه و خلا بین دو فکر
که لحظه حال و شور و عشقی زیباست.

ملکوت خداوند
آنگاه که پرده حجاب ذهن کنار برود،تو قادر به دیدن ملکوت خداوند هستی. ملکوت خداوند فقط در لحظه حال است،جایی که تو اصل و واقعی می بینی و کلید بُعد برتر خود را دریافت می کنی و به سوی جشن و سرور ابدیت می روی.
خوشبختی
خوشبختی در همین امروز است. آن خوشبختی که همیشه فردا میآید، یک فریب کهنه است. محال و ناممکن است.خوشبختیِ واقعی در زمان حال است و بیرون از حال، زمان موهوم است. گذشته و آینده، هر دو عَدَمَیناند و خوشبختی از جنس وجود و حضور است و در عَدَمین یافت نشود.ما فقط برای مدت کوتاهی در اینجا هستیم،باید از هر لحظه آن به بهترین نحو استفاده کنیم.

حضور
هشیاری،نیروی پنهان شده در لحظه ی حال است،از این رو می توانیم آن را حضور بنامیم،تنها حضور میتواند شما را از “من ذهنی” رها کند.تنها حضور در لحظه حال می تواند،گذشته را در شما بی اثر کند و حالت آگاهی تان را دگرگون سازد.
اگر چگونگی آگاهیتان در این لحظه تعیینکننده ی آینده ی شماست،پس آنچه چگونگی آگاهیتان را تعیین میکند، چیست؟
میزان حضور شما! بنابراین تنها جایی که تغییر حقیقی شکل میگیرد و گذشته محو میشود،«لحظه حال» است.
هستی به عنوان ذات حقیقی تو،در دسترس توست،خویشتن خویش توست.اما سعی نکن هستی را با ذهن خود بفهمی.تو وقتی هستی را خواهی شناخت که غبار ذهن تو فرو بنشیند.هنگامی که تو حضور داری,هنگامی که توجه تو به طور کامل و تمام معطوف به لحظه ی حال است.آنگاه هستی را تجربه میکنی.اما هرگز نمیتوانی هستی را با ذهن خویش بفهمی.

حمل دانش
هر آنچه می دانی و اندوخته ای.اطلاعات، دانش، تجربی،همگی در همان لحظه ای که آنها را کشف کرده ای، پایان پذیرفته است. حالا آن کلمات توخالی، مجموعه باطل، زندگی تان را سنگین و خسته کننده کرده است .شما را از ورود به زندگی، حیاتی سرشار که هر لحظه در انتظار شماست، باز می داشته.انسان فهیم هر لحظه با گذشته می میرد و دوباره در در لحظه حال متولد می شود. وجود او همیشه در حال دگرگونی است. تولدی دوباره، رستاخیز.بنابراین نیاز است که نسبت به این نکته آگاه شویم که حمل دانش،دلیل بر خرد نیست.خرد از حضور ، بودن و اتصال با خویش حاصل می شود.

آبشار
افكار و احساسات مثل يك آبشار هستند كه بر تو ريخته ميشود و فشار وارد ميكند و مانع آن ميشود تا هيچ چيزي را درست و شفاف نبينيد.تصور كن از آبشار فاصله گرفتيد و به آرامى و بدون قضاوت در حال مشاهده ى آبشار هستيد.در آن لحظه ميتوانيد از منظره زيباى آن لذت ببريد و اين در حاليست كه از فشار و سنگينى ريختن آب رها شديد.
مدیتیشن
ساده و راحت باشید، فقط در هشیاری راحتی اختیار کنید در این تمرین همه چیز مدیتیشن است،حتی در حال غذا خوردن، نوشیدن ، لباس پوشیدن ، دیدن ، شنیدن، بوئیدن ، چشیدن ، لمس کردن ، فکر کردن و هر کاری که میکنید، همه چیز باید با حضور ذهن ، بهطور آگاهانه، با تمامیت ،کامل بودن، و با دقت نظر انجام شود. آنگاه مدیتیشن، معنیدار میشود… مدیتیشن فکر کردن نیست، بلکه تجربه ی لحظه به لحظه، زندگی ی لحظه به لحظه، بدون تمسک کردن، بدون محکوم کردن، بدون قضاوت کردن، بدون ارزیابی، بدون مقایسه کردن، بدون انتخاب کردن، بدون انتقاد کردن است،هشیاریِ بیانتخاب . مدیتیشن فقط نشستن نیست؛ آن روشی برای زندگی کردن است. آن باید با سرتاسر زندگی ما درآمیخته شود. در واقع مدیتیشن تعلیم و تربیتی برای چگونه دیدن، چگونه شنیدن ، چگونه بوئیدن ، چگونه غذا خوردن، چگونه نوشیدن، چگونه راه رفتن با هشیاریِ کامل است.رشد حضور ذهن مهمترین عنصر در فرایند هشیاری است.

تفسیر های ذهن
تفسیرهای ذهنت علت تمامی رنج های توست. صدایی که مدام داخل سرت با تو صحبت میکند تو نیستی؛ تو کسی هستی که به این صدا گوش میکند. راز خوشبختی یافتن لحظه حال است؛ اما ذهن مدام از لحظه حال فرار میکند و انسان را به آینده و گذشته می برد. صدای ذهنت و صدای درون سرت صدای تو نیست. اکثر انسان های کره زمین برده ذهن خود هستند و به جایی می روند که ذهنشان آن ها را میبرد. اگر فکر میکنی کنترل ذهنت را در دست داری ده دقیقه به هیچ چیز فکر نکن و یا شاهد و ناظر جریان افکار باش. آیا میتوانی؟ کسی که کنترل ذهنش را در دست نداشته باشد آیا می تواند کنترل زندگیاش را به دست بگیرد؟ ذهنت را آرام کن تا صدای روحت را بشنوی و به منبع جهان هستی وصل شوی. ذهنت را آرام کن تا لحظه حال را دریابی.

شاهد بودن
از تمام آن چیزهایی که فکرشان را می کنی و میل و آرزویشان را در سر داری و تصورشان می کنی و خوابشان را می بینی آگاه و آگاه تر شو. به یاد داشته باش که تو باید از هر چیز آگاه باشی. وقتی که راه می روی یا غذا می خوری از آن آگاه باش.
وقتی که فکر می کنی، ببین که در ذهنت چه افکاری می آیند و می روند. روزی که این مهارت را بیاموزی حیران خواهی شد. حتی موقعی که در خوابی، آگاه خواهی بود. رویاهایت را تماشا خواهی کرد. خواهی دانست که چه رویاهایی در حال گذر هستند و خواهی دانست که آنها رویا هستند.
روزی که بتوانی رویاهایت را تماشا کنی، روز بزرگی است . از آن لحظه به بعد تو موجودی جدید میشوی. وارد دنیای واقعیت می شوی. با تماشا کردن رویاها، افکار و آرزوها، به تدریج یک تماشاگر محض می شوی. هویت تو را آنچه که تماشا می کنی تعیین نمی کند. تو شاهد می شوی و این شاهد بودن، همان واقعیت نهایی است.

آیا آواز خوش جویبار را می شنوی؟
هنگامی که بجای واکنش نشان دادن به وضعیت کنونی،با آن یگانه می شوی،آنگاه راه حل ها از دل همان وضعیت زاده می شوند.در واقع سکون هشیاری لحظه حال است که می بیند و می شنود نه تو،بنابراین،اگر کاری لازم باشد آن کار اتفاق می افتد.به تعبیری عمل درست به واسطه ی وجود تو اتفاق می افتد.عمل درست،عملی است که در کُل درست باشد،چنین عملی با کُل هماهنگ است.
دوستی با لحظه حال
برای اینکه لحظه حال دوست تو باشد
گام نخست را باید تو برداری:
گام نخست پذیریش لحظه حال است.
آنچنان که هست،گام نخست گشودگی
به روی لحظه حال است بدون در نظر گرفتن
اینکه این میهمان با چه حال و وضعی بر تو
وارد می شود،اگر با لحظه حال این چنین
دوست باشی،آنگاه زندگی نیز با تو دوست
خواهد شد.

پاکسازی هاله
ھر قدر که شما شاداب تر و پُر تحرک تر و زنده تر باشيد ،اوراء ( هاله ) شما هم به همان نسبت داراى تشعشعات فعالانه تر و زنده تر است .به اين ترتيب شما از انسداد انرژی در بدن انرژی خود جلوگیری می نمائید ، برای زنده و با نشاط و فعال بودن حتماً نبايد بدن را به فعاليت و تحرک بدنی شدید وا داشت ، بلكه بايد انرژی روح را آزادانه به جريان انداخت.اگر می خواهيد كه اوراء خود را به درخشش وا داريد ، اجازه نداريد كه از حركت باز ايستيد بايد فعالانه زندگی کنید و با شور و نشاط فراوان و ظرفيت هاى خود را افزايش دهيد و لحظه حال را به زندگی تان بیاورید.
فضای خالی
وقتی مشکلات و افکار شلوغ را رها کنی،در حقیقت این فرصت و فضا خالی را ایجاد می کنی که شرایط بهتری وارد زندگیت شوند.زیرا اتفاقات و شرایط زیبا و دلخواه نیاز به فضای خالی درونت دارند و در یک ذهن شلوغ امکان ورود ندارند.به همین دلیل تا این حد به بی ذهنی و بودن در لحظه حال تاکید می شود،زیرا در این صورت با فضای اطراف و میدان کوانتومی موجود اتصال می گیری و امکان خلق رویدادهای زیبا را به وجود می آوری.

چگونه می توان آرامش حقیقی را همین حالا تجربه کرد؟
با آشتی کردن با لحظه ی حال،این لحظه صحنه ای ست که نمایش با شکوه زندگی تو در آن اجرا میشود.زندگی در هیچ کجای دیگر ،جز در لحظه ی حال اتفاق نمی افتد.آنگاه که با لحظه ی حال آشتی میکنی؛اتفاقاتی رخ می دهد،تصمیم هایی می گیری،کارهایی می کنی ،ببین اینها چه هستند.راز کشف و بهره مندی از زندگی، راز همه شادمانی ها و شادکامی ها، راز همه ی موفقیت ها،یگانه شدن با زندگی ست،یگانگی با زندگی،یگانگی با لحظه ی حال است.
تکرار لذت
تلاش برای تداوم و تکرار لذت آن را تبدیل به درد و رنج میکند.زیرا این تجربه همان تجربه دیروزی نیست.چنانچه این تداوم را در روابط و انواع اعتیادها می بینیم و سرانجامش رنجی زیاد است.برای عبور از این رنج نیاز است که بودن و حضور را به زندگی مان بیاوریم و در لحظه حال زندگی کنیم.
هزارتو
سیر رسیدن به خودآگاهی صعودی نیست،بلکه سیری درونی است.هرم نیست هزارتو است،هر تصمیمی که می گیرید یا شما را به مرکز نزدیکتر میکند یا بیشتر به سمت کناره ها می برد.اینکه تصمیم می گیرید به کدام سمت بروید به واکنش تان به چالش های لحظه حال بستگی دارد.

حقیقت اینجا و در همین لحظه است
زیرا كه از قبل اتفاق افتاده است.حقیقت چیزی نیست كه در آینده به دست آید:تو خود آن حقیقت هستی،همین جا و هم اكنون. بنابراین، حقیقت چیزی نیست كه آفریده،اختراع و یا جستجو شود.ذهن همیشه در حال خواهش است، همیشه در جستجوی یك چیز و خواستنِ چیز دیگر است.هدف ذهن همیشه در آینده است.ذهن فقط میتواند یا در گذشته سِیْر كند و یا به آینده سفر كند.ذهن هیچگاه در زمان حال توان حركت ندارد.زیرا فضایی برای اینكار در اختیار ندارد!
واقعیت در زمان حاضر است ولی ذهن همواره یا در گذشته است و یا در آینده و بنابراین بین ذهن و زمان حال هیچگاه ملاقات و همنشینی وجود ندارد.هرگاه ذهن شروع به جستجوی حقیقت كند، این تلاشی احمقانه خواهد بود.زیرا كه حقیقت اینجا و در همین لحظه است؛ولی ذهن یا در گذشته است و یا در آینده ملاقاتی بینِ این دو نیست.
پساین نكته اساسی را خوب درك كن:تو نمی توانی حقیقت را جستجو کنی،البته میتوانی آن را پیدا كنی، ولی نمی توانی آن را جستجو كنی؛خود همین روند جستجو، تو را از یافتن آن باز میدارد.تا شروع به جستجو كردن كنی از زمان حال دور میشوی و در واقع از خودت دور میشوی.

راز همه ی درمان ها
برای زندگیای که در تصوراتت ساخته بودی گریه کن و به سمت زندگیای که اینک و اینجاست روی برگردان،لحظه حال را خانه و محراب خویش کن این راز همهی درمان هاست.
رهایی از غم و اندوه با بودن در لحظه حال
چرا هر یک از ما میخواهیم چیزی باشیم؟
اگر زشتام، میخواهم زیبا باشم؛
اگر حسادت میکنم، میخواهم از حسادت رها شوم.
بنابراین نبردی دائمی بین آنچه هستم
و آنچه فکر میکنم باید باشم وجود دارد.
این “باید باشم” هدف هر شخصی است که میخواهد بشود،
و در این فرآیند، کشمکش همیشگی، رنج، ترس و ناامیدی وجود دارد.
و در حالی که این فرآیند دیده میشود،
آگاهی به اینکه ذهن من در تار غم و اندوه گرفتار است وجود دارد،
چگونه از غم و اندوه رها باشم؟
این شدن را رها کنید
و یک بار بودن و حضور را امتحان کنید
به آن یک فرصت بدهید
تا تاثیر شگفت انگیزش را ببینید.

رهایی عظیم
چه رهايي عظيميست آن هنگام كه متوجه مي شويم كه ما آن صداي درون سرمان نيستيم.صدايي كه هر لحظه در حال گفتگو با ماست و هر لحظه در حال كشمكش است. صدايي كه يا موجب اضطراب و ترس و يا باعث رنج و اندوه مي شود.
كنش و واكنش هاي ذهني رواني كه انرژي حياتي آدمي را هدر مي دهد تا به وجود مجاز و پوشالي خود رنگ واقعيت ببخشد. اما آن هنگام كه به اين بازي رواني آگاه شده و خود را از آن جدا ميكنيم، ناگهان جريان تغذيه ي انرژي را قطع كرده و شاهد رهايي و آزادي خويش از آن بازي بيهوده ميشويم.آگاهی ناب در ذات خود، آزادي و رهايی به دنبال خود می آورد.

روپرت اسپايرا معلم معنوی می گوید:
در ترس و مقاومت
ما به سمت گذشته كشيده ميشويم
و در خواسته ها و جستجوها
ما به سمت آينده حركت ميكنيم .
مقاومت كردن و بدنبال گشتن
دو حالت اساسى براى جدايى از خويش است.
تنها جاييكه آنها نميتوانند باشند
لحظه ى حال، اينجا و اكنون است.
سرچشمه
رها باش،اجازه بده داستان خودش پیش برود تو فقط قادری که یک تصویر از کل فیلم را ببینی اما سرچشمه، همه ی گذشته، حال و آینده را در یک آن تماشا می کند « تو فقط بر انرژیِ لحظه ی حال توجه کن » نَفْست را تسلیم آتشِ اکنون کن،اجازه بده که درد ناآگاهی، ترس و مقاومت در برابرِ زندگی در آگاهی و عشق بسوزد اجازه بده فواصلِ سکوت در وجودت طولانی تر و عمیق تر شوند جستجوی هر آنچه که تو را از لحظه ی حال بیرون می کشد را متوقف کن، چه اشراق، چه عشق، چه هر چیز دیگر.در هر لحظه با واقعیت خودت بی هیچ قضاوتی رویارو شو،به جشن و سرور در لحظه ی حال بپرداز، اجازه بده آتشِ «اکنون» همۀ سرگرمی ها و تعلقاتت را بسوزاند.

چالش ها
مشکلاتی که با آنها روبرو
می شویم برای پالایش ماست.
این مشکلات برای ما حکم پله را دارند
از پله هم برای بالا رفتن میتوان استفاده کرد هم پایین آمدن!
طرز بر خوردمان در لحظه حال با چالش ها
چگونگی رویدادهای آینده مان را تعیین می کند.
ذن
اینجا و اکنون” یک مفهوم کلیدی است.آنچه مهم است لحظه حال است.اكثر ما بجای اینکه کاملا به حرکات،کلمات و اندیشه های لحظه ی حال خود بپردازیم و دقیق باشیم، تمایل به اندیشیدن توام با دلواپسی به گذشته و آینده داریم،لازم است که در هر حرکت خود حضور داشته باشیم. هشیاری بر اینجا و اکنون درس اساسی “ذِن” است. به همین اندازه هم شیوه ی نشستن (مراقبه) بدون هدف و بدون میل به چنگ آوردن چیزی تعلیم دیگری از ذن است.

فراتر از اين بُعد
حاضر بودن در لحظه حال،تجربه فراتر از بدن و ذهن و احساس است. بدن، ذهن ، فكر و احساس همگي در بُعد سوم چنين معناي شناخته شده اي دارد و تجربه فراتر از اين بُعد همان تجربه بي زماني و بي مكاني است.حاضر بودن در اكنون، خلق بي نهايت امكان است.در لحظه باشیم.
حال
بسیاری از افراد، حال را با آنچه در لحظه ی حال اتفاق می افتد اشتباهی میگیرند. حال، عمیق تر از اتفاق و محتوایی است که در آن روی می دهد. حال فضایی است که اتفاق، در آن می افتد. محتوای این لحظه را با حال،اشتباه نگیر.

زیستن در لحظه
اگر بر فرض، تمامی مشکلات یا هر آنچه که به نظر شما دلایل ناراحتی هایتان است،همین امروز به طرز معجزه آسایی محو شوند اما حضور شما در لحظه حال، افزایش نیابد و هشیار تر نشوید خواهید دید که خیلی زود ( از روی عادت ) مشکلات و علت های دیگری برای درد و رنج پیدا خواهید کرد که درست مانند سایه شما را در همه جا و هر کجا که باشید تعقیب می کنند،در دلبستگی ذهن به گذشته و آینده رهایی وجود ندارد.
در لحظه حال زندگی نمایید تا هستی، هدایای منحصر به فردتان را به شما نشان دهـد.تعهدتان به زیستن در لحظه، شما را به سوی مکانهایی که باید بروید،کتابهایی که باید بخوانید و افرادی که به شما یاری و آموزش میدهند، و شرایط و موقعیتهای درست هدایت خواهد کرد.

شکاف ابدیت
فرقی نمیکند کجا باشید، چه چیزی در زندگیِ شما اتفاق میافتد، با چه کسی در این زمان زندگی میکنید، چه اتفاقی در این دنیا میافتد…
وقتی به همه چیز اجازه دهید تا همانند شما همانگونه و به همان شکلی که هستند باشند، در “شکاف ابدیت” زندگی میکنید. مانند یک اتم در حال انفجار که شما آن مرکز اتم هستید که اتفاقی نمیافتد…
شما همیشه در آن مرکز زندگی میکنید، در همان ثانیه، که در آن زمان و مکان وجود ندارد، فقط آن ثانیه که لحظه وجود دارد…
شما باید این مسئله را برای خودتان پیدا کنید. به من نگاه نکنید. شما این را با ماندگاری انجام دهید. زمانی که سرو صدا و پچ پچ در سر شما متوقف میشود و شما به فراتر از سکوت میروید.

تیچ نات هان معلم معنوی می گوید:
بهترین راه برای مراقبت از آینده
مراقبت از لحظه حال است.
بذر لحظه حال
اگر بخواهی لحظه بعد ناشاد باشی، باید همین لحظه ناشاد باشی.زیرا که ناشادمانی از دل ناشادمانی،و شادی از درون شادی بیرون می آید.هر آنچه که بخواهی در لحظه بعد درو کنی،باید بذر ان را در همین لحظه بکاری.وقتی به نگرانی اجازه ورود دادی و شروع کردی به این فکر که آشوب خواهد شد، حتما خواهد شد.تو آن را پیشاپیش بذرش را کاشته ای.حالا باید آن را درو کنی. هر چه بکاری همان را درو خواهی کرد. پس،مراقب باش که اکنون چه بذری میکاری.

تعریف کوتاه از آگاهی و ایگو
آگاهی حضور تو در لحظه ی حال است.
ایگو،غیبت تو از لحظه ی حال است.








سپاس ازپروردگارم بخاطرپیامش
سپاس از دیدگاه تون