اشراق چیست ؟ چه معنایی دارد و فلسفه آن به چه چیزی اشاره می کند؟

اشراق به معنای روشن شدن و درخشیدن است،یعنی بتوانی بدون اینکه به خواب بروی، تفکراتت را متوقف کنی.اشراق،هوشیاری بدون تفکر است. وقتی کل ذهن روشن می شود،زندگی شبیه معجزه و جادویی اعجاز انگیز به نظر می رسد؛زندگی دیگر عادی نیست و همه چیز فوق العاده می شود.موضوعات دنیوی،حالتی مقدس به خود می گیرند.امور ناچيز، اهمیت فوق العاده ای پیدا می کنند. سنگ های معمولی،چون الماس زیبا به نظر می رسند؛تمام هستی اشراق می یابد و روشن می شود. لحظه ای که شما به اشراق برسید،تمام هستی روشنی می یابد، اگر شما در ظلمت باشید،کل هستی ظلمت زده می شود.همه چیز به شما بستگی دارد.
برای زندگی و فعالیت در دنیا شاید مجبور شوید که با چیزی هویت یا نقش بگیرید،نقش خود را بازی کنید اما اجازه ندهید به شما حکمرانی کند.اگر به مرحله ای برسید که رویدادهای زندگی چه مثبت و چه منفی نتوانند آرامش درون تان را بر هم بزنند،شما به روشن شدگی رسیده اید و در اشراق همیشه در جشن و سرور هستید زیرا شادی و عشق تان از مرکز وجود و درون تان می آید.

خندیدن
خندیدن یک نیایش است.اگر بتوانی بخندی، یاد گرفتهای که چگونه نیایش کنی. هنگامى كه هر سلول بدن تو بخندد،هر بافت وجودت از شادى بلرزد ،به آرامشى عظيم خواهی دست خواهی یافت.جدی نباش،انسان جدی نمیتواند مذهبی باشد.کسی که تمام بازی زندگی را میبیند و میخندد،در بطن همین خنده به اشراق میرسد.

اشراق ماورای سرور است
اشراق ( به روشنایی رسیدن )، سرور و شادي نيست؛ ماوراي سرور است. سرور حالتي هيجان انگيز است. در حالی كه اشراق هيچ هيجاني ندارد. سرور حالتي ذهنی است؛ حالتي زيبا ولي هنوز مربوط به دنياي ذهن. سرور نوعي تجربه است. در حاليكه اشراق از تجربه فراتر است؛ زيرا در آن ديگر كسي باقي نمي ماند تا تجربه كند. سرور همچنان در نفس شماست. در حاليكه اشراق از نفس فراتر مي رود. نه اينكه شما به اشراق مي رسيد، بلكه ديگر شمايی وجود ندارد و فقط اشراق هست. نه اينكه شما رها مي شويد. و رها باقي مي مانيد؛ آن رهايي، خودتان هستيد.(وجود حقیقی تان)

اندیشهی خود را مشاهده کنید
تو هرگز دو لحظه را با هم در کف نداری:
یا می توانی آن را زندگی کنی
و یا می توانی به آن فکر کنی
زندگی کردن آن یعنی اشراق و فکر کردن به آن یعنی از دست دادنش.
بودا میگوید:
باشد که اندیشهی انسان او را به اشراق برساند، یا این که جانورش سازد. آدمی گمراه از خطاکاری ، دیو میشود و انسان در پرتو معرفت ، به اشراق میرسد. پس ، اندیشهی خود را مشاهده کنید. اگر کردار نیک باشد، ثمرهی نیک به بار می آورد و اگر بد باشد نتایج بد به دنبال دارد. نه آتش نه باد ، نه تولد نه مرگ اعمال ما را محو نخواهند کرد.

جمله بودا بعد از رسیدن به اشراق
پختگی
اشراق کم کم و بتدریج و روز به روز بدست نمی آید.زمانی که تمرین ها در حد کمال به پختگی رسیده باشند،اشراق به ناگاه و با تمام نیرو شعله ور میشود.روشن ضمیری و بیداری بسیار شبیه مردن است. جای تعجب نیست که چندان انسان های روشن ضمیر نمی یابیم، چون مردم از مردن می ترسند.هر چه فرد بیشتر با درون خویش در یگانگی باشد و درون بی آلایشی داشته باشد، مسائل عمیق تر و والاتری را درک می کند.چون او نورِ درک را از درون دریافت می کند.
وقتی که ناگهان شفاف شدی و سروری عظیم در تو طلوع کرد هر رشته از وجودت,در جسم و روحت به رقص درآمد همین یعنی اشراق، ناگهان ستارگان از اوج به زمین می آیند و تو قسمتی از رقص کیهانی می گردی.

رضایت
رضایت آغاز اشراق است،رضایت دانه ای است که به اشراق منتهی می گردد عشق ورزیدن به معنای شناسایی خود در دیگری است. زمانی که رضایت و عشق با هم یکی شوند انرژی بیکران و قوی تولید می کنی که محصول آن نور برای کل فضای انرژی و اطراف توست و سبب خیر و برکت برای کل هستی میگردی.

راه اشراق
روح انسان همچون خورشید،درخشنده و تابناک است که در صورت هماهنگی با جسم، مسیر زندگی انسان را از نور حقیقت روشن میسازد. و انسان را به اشراق و وصل می رساند و راه حقیقت و عشق را نمایان می سازد.
هدف بوداها مطلع ساختن شما نیست،بلکه دگرگونی شماست.آنها می خواهند تغییر،در هوشیاری شما پدید آورند.چشمان جدیدی به شما بدهند،نه اخباری جدید.زیرا شما با شنیدن خبرهای جدید هوشیار نخواهید شد بلکه نهایتا غرق افکار و اطلاعات جدید می شوید.اما زمانی که به هوشیاری و آگاهی می رسید.به سکوت و آرامشی درونی می رسید و در راه اشراق گام می گذارید.

مشاهده کردن
مشاهده کردن یعنی یافتن آینهای که در درون شماست؛و هنگامی که این آینه را پیدا کردید معجزهها شروع به اتفاق افتادن میکنند. هنگامی که افکار خود را مشاهده میکنید، آنها شروع به ناپدید شدن میکنند. سپس با آرامش و سکوت بینظیری مواجه میشوید؛ که تا آن زمان کلا از آن بیخبر بودید. هنگامی که حالات مختلف خود مثل عصبانيت، ناراحتی، غم و حتی شادی خود را آگاهانه مشاهده میکنید، آنها نیز ناپدید میشوند؛ و تجربه عالیتری از آرامش و سکوت را خواهید داشت. و زمانی که دیگر چیزی برای مشاهده کردن وجود نداشته باشد، یک تحول و دگرگونی عظیم اتفاق میافتد. در آن زمان انرژی مشاهده به سوی خودش باز میگردد. چون مانعی وجود ندارد که این انرژی با آن برخورد کند. هنگامی که هیچ مانعی در برابر مشاهدهی شما وجود نداشته باشد شما به اشراق رسیده و کامل شدهاید.

مرد و زن
مرد ،از طریق مراقبه به اشراق میرسد،اما زن از طریق نیروی ،عشق،به الوهیت میرسد.
مرد نخست باید به مراقبه دست یابد،تا عشق برایش رخ دهد.زن توسط عشق ورزیدن به مراقبه می رسد.
ذهن به بیرون باز می شود و مراقبه به درون و ذهن دری است که در دنیا تو را به بیرون رهنمون است و مراقبه دری که تو را به عالم درون هدایت می کند درونی ترین زیارتگاه وجودت و ناگهان تو به اشراق میرسی.








سلام و سپاس از این مقاله بسیار زیبا و روشنی بخش..خیلی از سوالاتم رو جواب گرفتم با خوندن این مطلب زیبا و نورانی
سلام ممنون از نگاه شما دینا جان و سپاس از دیدگاه تون.
سلام
یعنی اشراق پس از پایان تلاش ما در مسیر معنویت(آنچه لازم است انجام دهیم) اتفاق می افتد یعنی پاداش خداوند است به کسی که در طلب او میکوشد
سلام اشراق جزئی از مسیر معنویت هست و مربوط به پایان راه نیست چون در خودشناسی و معنویت پایانی وجود نداره و رشد همیشه ادامه داره.
سلام به دنبال چیزی هستم که در درونم گرمای وجودم شده
با سلام اطلاعات کلی بود وبرای من روشنی ایجاد کرد فقط برای اشراق باید تسلیم خداوند بود تا خواست او در زندگیت جاری شود خدایا سپاسگزارم