شروع کنید

الوهیت درون انسان چیست،چه معنایی دارد و به چه موضوعی اشاره می کند؟

الوهیت درون انسان چیست،چه معنایی دارد و به چه موضوعی اشاره می کند؟

الوهیت چیست،چه معنایی دارد و به چه رویکرد معنوی و عرفانی اشاره دارد؟

 

الوهیت ،خدای درون،روح و وجود حقیقی و خویش هر انسانی است.الوهیت همان یگانگی و الهیت درونمان است که ما را به خدا و روح مان متصل میکند. همان نیروی یگانه و عشق ازلی و ابدی،برای اینکه بتوانیم او را درک کنیم و بشناسیم باید از ذهن محدود و شرطی شده  فراتر برویم تا در هنگام وصل و سکوت و خلوت با الهیت مان ارتباط بگیریم.

او همیشه اینجاست(در درون مان) و برای شکل گیری این ارتباط ،ما نیز باید اینجا باشیم(در لحظه حال) زمانی که حضور نداشته باشیم و ذهنا به گذشته یا آینده برویم این ارتباط قطع می گردد.

 

به یاد آوردن

هنگامی که عمیقا با دنیا یکی میشوی و در جسمت خلاصه میشوی, از اتفاقات بیرونی خشمگین میشوی, غمگین میشوی, دردت میگیرد یا بلعکس زیادی هیجان زنده میشوی و افراطی به خوشحالی ‌میپردازی.

اما وقتی الوهیت خود را به یاد می‌ آوری، به این آگاهی میرسی که تو فراتر از این جسم هستی و به عنوان ناظر بیرونی ‌ و از دیدی بالاتر به اتفاقات زندگی می نگری، اتفاقات می افتند ، خبر های به ظاهر خوب و بد می آیند حتی گاهی برای لحظاتی کوتاه ممکن است احساساتی را در تو بر بی‌انگیزد اما تو سکون را در اعماق وجودت حس میکنی، در پس تمام این اتفاقات چیزی در تو ثابت است!

این اتفاق زیباست؛ تو همدلی میکنی ولی دلسوزی نه! تو خوشحال میشوی ولی نه به صورت هیجانی! آونگ وجودت در حال نزدیک شدن به مرکز تعادل خود هست.

الوهیت چیست؟

 

بخشیدن

هر وقت چیزی را می‌بخشی، بیش از پیش به تو داده می‌شود. خداوند بخشاینده ای بی قید و شرط است. اگر تو نیز یک بخشاینده باشی، دستانت همیشه خالی است و خداوند می‌تواند بیشتر به تو ببخشد. اگر یک خسیس باشی، رابطه‌ات با الوهیت قطع می‌شود. آنگاه همیشه می‌ترسی که از دست بدهی.نگران دارایی هایت نباش. نگران انرژی ات نیز نباش. نگران عشقی که می‌دهی نباش. همیشه یک بخشنده باش.به فکر نگه داشتن هیچ چیز نبودن، تنها نیایش واقعی است.

 

احترام به الوهیت طبیعت

تعلیم کهن سرخپوستی این بوده، که جدا کردن هر روینده ای که می تواند رشد کند، از زمین کار به صلاحی نیست، می توان آن را قطع کرد، اما نباید از ریشه بیرون آورد، درخت ها و گیاهان دارای روح هستند،هر وقت یک سرخپوست نیک بخواهد برای نیاز خود، یکی از رویندگان را از میان بردارد، این کار را با درخواست از الوهیت و دعا برای بخشایش، انجام می دهد.

احترام به الوهیت طبیعت و سرخپوست ها

 

نکته:

وقتی منیت های خود و خواهش های آن را رها میکنی،به منبع دیگری اجازه میدهی تو را هدایت کند و آن منبع الوهیت است.

 

پیمودن مسیر

هر وقت مسئله انتخاب میان انسان و الوهیت باشد،پایین تر را انتخاب کن زیرا بدون گذر از پایین تر، هرگز به بالاتر نخواهی رسید و اگر به بالاتر بپری و پایین تر تمام نشده باشد دوباره سقوط خواهی کرد.رودخانه ها زمان پیوستن به دریا یکی می شوند اما قبل از یکی شدن باید مسیر را بپیمایند تا آمادگی دریا شدن را کسب نمایند.

پیمودن مسیر الوهیت

 

بودن

فقط “بودن” چقدر سرورانگیز است! اما ما فراموش کرده‌ایم که چگونه باشیم. زندگی چه سرورانگیز است! ولی ما نمی‌خواهیم فقط زندگی کنیم،می‌خواهیم برای آرمانی زندگی کنیم. این مسابقه برای آرمان‌ها، همه چیز را زهرآگین ساخته است. این تنش در مورد آرمان‌ها، تمام موسیقی زندگی را مختل می‌سازد.

روزگاری فردی از تانسِن (فردی مشهور در تاریخ آواز و موسیقی هند) پرسید: «چگونه است که تو به خوبی استادت نمی‌خوانی؟ در آواز او نوعی الوهیت ماورایی وجود دارد.»

تانسن پاسخ داد: «استادم فقط بخاطر خواندن می‌خواند، در حالی که من برای هدفی می‌خوانم.»

گاهی اوقات فقط زندگی کردن را امتحان کن. فقط زندگی کن… مبارزه نکن. به آرامی وقوع وقایع را تماشا کن. تمام تنش‌ها را بینداز و بگذار زندگی جاری شود.زندگی فقط برای زندگی کردن است؛ نه برای کسی دیگر، نه برای چیزی دیگر.

 

موج و اقیانوس

آدمی از زهدان هستی بیرون آمده و سپس در نهایت دوباره به درون آن می‌رود. مانند موجی در اقیانوس، می‌پرد و بعد باز می‌گردد.

اگر موج با اقیانوس کشمکش کند احمق است، بدیهی است که دیوانه می‌شود. تو همان موجی، تو نمی‌توانی با ذهنی مهاجم به الوهیت نزدیک شوی.هرگز پیدایش نمی‌کنی. فقط در پذیرشی منفعل و عمیق می‌توانی به الوهیت نزدیک شوی.

اگر واقعاً بخواهی عمیقاً به درون سرور بروی، نگرش تهاجمی نسبت به هستی به کار تو نمی‌‌آید، بلکه نگرش عاشقانه و دوستانه و تسلیم شدن به کار می‌آید. هیچ پرخاشگری نباید در تو وجود داشته باشد، هیچ سمی، هیچ خشم و نفرت و حسادتی. به همین دلیل است که باید پاکسازی انجام دهی.

در مدیتیشن تمام سم‌هایی که در درونت جمع کرده‌ای را دور می‌اندازی؛ تمام گرد و خاک‌ها، تمام گذشته‌ی مرده.دورش بینداز. کاملاً از سیستمت بیرون بکش. زیرا فقط بعد از آن که تهاجمی در تو نباشد و آسوده باشی، نزدیک شدن به الوهیت ممکن می‌شود.

موج و اقیانوس هستی الوهیت

 

جشن کیهانی

کل کیهان در حال جشن گرفتن است؛ جشن بزرگی است، جشنی همیشگی،فقط ما بخشی از آن نیستیم، ما خودمان را جدا کرده‌ایم و دچار بدبختی شده‌ایم. ما بخاطر ذهن در بدبختی هستیم.

گل‌ها در جشن شرکت دارند. ماه شرکت دارد. ستاره‌ها، زمین، اقیانوس، ابرها همه در جشن ابدی و دائمی شرکت دارند. فقط انسان بیگانه شده است. او خودش را از هستی جدا کرده است.

ما باید هچون طبیعت در سرور باشیم. کل کیهان رقص است. تا زمانی که نتوانی برقصی، نمی‌توانی بخشی از خدا شوی. با این کیهانِ رقصان، به شیوه‌ای رقصان دیدار کن! با شادی وارد این جشن بزرگ کیهانی شو!

زمانی که کیهان بودن خودت را بشناسی، زمانی که احساس کنی تو در کیهانی و کیهان در تو است، می‌توانی برقصی و بخندی. آنگاه سرور در تو ایجاد می‌شود. احساس میکنی که الوهیت همه جا هست؛ در درون و بیرون.

جشن کیهانی هستی و الوهیت

 

بازی

همه چیز تنها یک بازی است. پس به الوهیت درونت اجازه بده بازیگوش باشد.اجازه بده برقصد و بخواند و جشن بگیرد.فقط بعد از آن میتوانی نزدیکش شوی،فقط بعد از آن بر تو آشکار می شود.با حالت جدی به جستجوی درونی نزدیک نشو. کار نمی کند.مانند بازی کودکان است. کار نمی کند؛ بازی است.حتی مسابقه هم نیست، زیرا مسابقه قوانین دارد،باید از قوانین پیروی کنی.وقتی بازی می کنی، تنها باید انرژی زندگی خودت را دنبال کنی.دنبالش کن. با آن جاری شو.

بازی الوهیت

 

قانون حیات

در میان دود دنیای فانی،شعله جاودانگی نهفته است ،این سفر اکتشافی به آن شعله ورای دود،به خود درون بدن و به الوهیت نهفته، در طبیعت را آغاز کنیم،قانون حیات این است که هیچ چیز در دسترس نیست مگر اینکه ابتدا از طریق گنجینه ها که درون روحت فراهم شده ، خرد را کسب کنی.تا موهبت شما بتواند خوانده شود.

 

کودکان

به چشمان یک کودک نگاه کن،چیزی ژرف‌تر از آن می‌توانی پیدا کنی؟ چهره اصیل هر کودک چهره خداست. کودکان را محترم بشمار، زیرا آنها به منبع الوهیت نزدیک‌ترند.

در  الوهیت هیچ چیز با خواستن بدست نمی آید، تنها راه رسیدن تسلیم است.کافی است که اجازه بدهی تا در تو جریان یابد .باید همانند کودکان باشی.دوباره مانند کودکان شو ،نَفْست را، ژستت را، شخصیتت و رفتارت را همه را فراموش کن .اینها همه صورت ظاهرند بیندازش! مانند کودکان شو تا الوهیت بر تو وارد شود.

کودکان به منبع الوهیت نزدیک‌ترند.

 

آدیا شانتی معلم معنوی می گوید:

وقتی آنچه را که از خدا می‌خواهیم به خدا بگوییم , یا آنچه را که از گیتی می‌خواهیم به او بگوییم هنوز واقعاً خودمان را باز نکرده‌ایم ، ما هنوز هم از مکانی نفسانی صحبت می‌کنیم. اما وقتی ژرف‌ترین آرزوی قلبی خودمان را اعتراف کنیم و به الوهیت بگوییم که او را دعوت می‌کنیم که به ما هر آنچه را که برای بیداری نیاز داریم بدهد , ما البته که او را بدست می‌آوریم. باز کردن خودمان برای این فیض, برای این جریان حقیقت , معنایش آنست که ما باید پا را فراتر از خودمان بیرون بگذاریم.

ما باید توهم …آنکه ما در کنترل زندگی خودمان هستیم را رها کنیم. وقتی او را واگذار می‌کنیم , خودمان را که در تبرک فیض فرو می‌غلتیم , که در این شفافیت و گشایش و عشق در می‌غلتیم , که درست در فیض بیداری از جدایی در می‌غلتیم خواهیم یافت , جایی که جوهر واقعی معنوی خودمان , این حضور زیبای ناشناخته زائیده‌ نشده‌ای را که بعنوان همه آنچه که می‌بینیم جلوه‌گر می‌شود درک می‌کنیم.

آدیا شانتی معلم معنوی درباره الوهیت می گوید:

 

خودت را مطالعه کن

فرد باید خودش را مطالعه کند، این تنها راه رسیدن به الوهیت است.خودت را بشناس، به درون خودت برو. خودت را مطالعه کن. زیرا او در پشت تو پنهان است، درون تو است. او درونی ترین هسته ی تو است .تو آن معبد هستی، به درون برو. خودت را مطالعه کن .تو یک پدیده ی عظیم هستی. هر آنچه را که هستی مطالعه کن. و روزی که خودت را کاملا  شناختی، او خودش را آشکار خواهد ساخت. او در پشت تو پنهان است، در درون تو قرار دارد. او همان تو است در ژرف ترین وجود خودت. پس خودت را مطالعه کن.

 

حقیقت و سکوت

حقیقت با دانش کشف نمی شود ،با سکوت کشف می شود.سکوت وجودت ،زبانی است که هستی آن را می فهمد.آرامش و سکوت از درون می آید،آن را در بیرون جستجو نکن.به الوهیت اجازه بده تمام آنچه را که در تو پنهان است پیش بیاورد.اگر چسبیدن را رها کنی و اجازه دهی همه چیز خود به خود جاری شود ،رها خواهی شد. اینگونه همه چیز را دگرگون کرده و هر جا که باشی در آرامش خواهی بود.

 

خاک مناسب

ما همگی آرزو داریم الوهیت خود را شکوفا کنیم، اما فراموش کرده‌ایم هر بذری برای رشد و نمو نیاز به خاک حاصلخیز دارد، آن خاک و مکان مناسب در درون مان قرار دارد.اگر بذری به گیاه تبدیل نشود،دليل می‌آوریم که شاید خاک مناسب نبوده،شاید آب کافی دریافت نکرده باشد و شاید گرمای كافی نداشته است.ولی اگر در زندگی شخص گل های عشق شکوفا نشود،می‌گوييم: “تو مسئول آن هستی.هیچ‌کس به زمین نامناسب، به کمبود آب ،به نبود گرما اشاره نمی‌کند.مانع اساسی بر سر راهِ عشق،ساخته ی انسان است و توسط انسان‌ها خلق شده‌.وگرنه،بستر رودخانه  برای جاری شدن و رسیدن به اقیانوس از قبل مهیا است.و اساساً انسان‌ها به این دلیل وجود دارند که بتوانند همچون عشق جاری شوند و به الوهیت برسند.

خاک مناسب برای الوهیت

 

صورت بی صورت خویش

هیچ صورتی پایدار نیست.همه ی صورت ها در معرض زوال و فنایند.چون صورتِ بی صورت آن یگانه ای که خود را در همه صورت ها جلوه گر ساخته است.هنگامی که صورت های پیرامون تو محو میشوند و یا تو به لحظه ی مرگ خویش نزدیک میشوی،احساس حقیقی بودن، احساس من هستم(من کل) از چنگ صورت ها رهایی می یابد و روح از زندان تنگ ماده آزاد می شود.

با رهایی از صورت ها،صورتِ بی صورت خویش را می بینی همان حقیقی که ورای همه ی صورت هاست و صورت ها همه از آن بر می آیند و در آن محو می شوند.بدین سان حقیقت خویش را ادراک می کنی،همان آگاهی بی کرانه را.تو آنی نیستی که با آن همذات پنداری میکنی ادراک این حقیقت تو را غرق لطف و سکوت و آرامش و ذات الوهیت خویش میکند.حقیقیت بنیادین تو ،من اینم و من آنم نیست،حقیقت بنیادین تو من هستم(من کل) است.

 

آرزو

جاودانگی باید قدرت و زیبایی ات را با فشار بیرون بکشد ،نه اشتیاق رشد. زیرا هر آرزویی مزاحم است ،حتی آرزوی رسیدن به الوهیت ؛هر آرزویی بردگی است حتی آرزوی رهایی، آرزو، آن گونه که هست،مسأله است. بنابراین تو نمی توانی الوهیت را آرزو کنی. متناقض است.

تو فقط می توانی دنیا را آرزو کنی، نمی توانی الوهیت را آرزو کنی ؛ زیرا آرزو دنیا است ، آرزو سانسارا است، تو نمی توانی موکشا را آرزو کنی. 

وقتی در حالت بی آرزویی هستی ، موکشا(رهایی) بر تو رخ میدهد ؛

وقتی در حالت بی آرزویی هستی ،رهایی بر تو رخ میدهد ؛

الوهیت بر تو رخ میدهد ؛

به الوهیت اجازه بده تمام آنچه را که در تو پنهان است پیش بیاورد .در پی رشد نباش، تسلیم شو تا رشد اتفاق افتد.

رشد اتفاق خواهد افتاد، اما نه از طریق تلاش تو، بلکه از طریق وقار خودش، از طریق او اتفاق می افتد .

نمی توانی الوهیت را آرزو کنی

 

چشم ها

چشم‌ها را به نوعی آیینه‌ی رو به درون بدل کرده‌ایم.نتیجه این است که چشم‌ها غالبا آنچه را سعی داریم با زبان انکار کنیم بی‌پروا لو می‌دهند.چشم ها دروازه های غیر قابل انکار درون هستند،از این چشم ها تا قلب که برویم.سرزمین کشف نشده ای وجود دارد زمانی که این سرزمین هَسْت شود.الوهیت درون بیدار می شود و یک سکوت عاشقانه و عارفانه را تجربه خواهیم نمود.

 

شناخت الوهیت خویشتن

دنیای درون از سه لایه تشکیل شده است:

افکار سطحی ترین لایه هستند،

احساسات و عواطف عمیق تر هستند،

و سپس وجود  being(بودن) است، که الوهیت شماست.

شناخت الوهیت خویشتن، شناخت جاودانه بودن وجود خویش، جستجوی اساسی دین است.

تمام حواس تو را به بیرون هدایت میکنند.

چشمها برای نگاه به بیرون باز میشوند،

گوشها چیزهای بیرونی را میشنوند، دست هایت چیزهای بیرونی را لمس میکنند.حواس دروازه های رفتن به بیرون هستند….

و همیشه به یاد داشته باش که همان دروازهای که تو را به بیرون میبرد، میتواند تو را به درون آورد. همان دری که با آن از خانه خارج میشوی، در وقت ورود، تو را به درون خانه می آورد. فقط جهت عوض میشود.

برای رفتن به بیرون به چشمهای باز نیاز داری و برای آمدن به درون به چشمان بسته ، تمام حواس باید ساکت شوند…

شناخت الوهیت خویشتن

 

خالی شدن

نخستین گام سالک شدن تسلیم است

آنگاه که خالی شوی و خودت را محو کنی

در این فضای خالی درونت الوهیت نازل می شود

خالی شدن یک باید است

زیرا تنها در آن فضا است

 که خداوند میتواند واقع شود.

 

خویشتن

زندگی انباری از کثافات و قلوه سنگهای بی ارزش نیست. زندگی بسیار بیشـتر و ارزشمند تر از این چیزهاست. در میان همین  چیزهای بی ارزش و قلوه سنگ ها، زیبایی های بسیاری نهفته است. رازهایی شگفت انگیز،اگر چشمان درستی برای دیدن داشته باشی، اگر از سطح کمی به عمق زندگی بروی خواهی دید که نردبام رسیدن به الوهیت از همین زندگی بر میخیزد.

در میان این بدن خاکی که از خون است و گوشت و استخوان، چیزی نهفته که ورای اینهاست، چیزی که ربطی به گوشت و پوست و استخوان ندارد. در همین بدن که امروز زاده شده و فردا می میرد و به خاک باز میگردد، آنکه هرگز نمی میرد زندگی میکند، آنکه که هرگز زاده نشده و هرگز نمی میرد. آن بی شکل، در شکل ها زندگی میکند و آن نادیدنی، در هر آنچه دیدنی است منزل دارد.در میان مِه مرگ، شعله ی جاودانگی نهفته است. در میان دود دنیای فانی، شعله ی آن باقی نهفته است، نوری با شکوه که هرگز خاموش نمیشود.

خویشتن و نور الوهیت

 

سخن پایانی:

آنقدر پاکسازی کن تا تبدیل شوی به یک نیِ تو خالی،آن زمان عشق در تو جاری خواهد شد و تو تبدیل می شوی به فلوت الوهیت! سازی می شوی در دستان او،که تو را می نوازد و تو آهنگ الهی را به هستی پخش خواهی کرد!

تسلیم شو، رها کن، سپردن را بیاموز،حال در گوشه‌ای بنشین و با صبوری نظاره کن، با آرامش، نه با اضطراب، آنگاه خواهی دید دست توانای الوهیت همه چیز را سامان می‌دهد.

admin98 وب‌سایت
3.5 33 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

23 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
لیلا نوری زاده
لیلا نوری زاده
4 سال قبل

عاااااالی بود،واقعا بی نظیر

مرضیه موافق زاده
مرضیه موافق زاده
4 سال قبل

متن بسیار عالی بود

zahora
zahora
4 سال قبل

تازه با این واژه الوهیت آشنا شدم وقتی مطالب رو می خوندم خیلی درک نکردم ولی از خواندن آنها حس خیلی خوبی داشتم و گویا داشتن حس خوب خودش یه شعله ای هرچند کم سو برای یافتن راه باشه

zahora
zahora
4 سال قبل

نام من برای ثبت نظر اشتباه ارسال شده من زهورا هستم

meysam
meysam
3 سال قبل

عالی بود ممنون بابت این متن بی نظیر

نیره دست پیمان
3 سال قبل

درود بر شما
خودت رامطالعه کن . منظور از نظر اخلاقی رفتاری اجتماعی شخصی روحیات و احساسات و عکس العمل هست یا شناخت گرایشات روحی و ارج نهادن به آنها؟

نیره دست پیمان
3 سال قبل

سلام بر شما . من هر جا برام ابهامی ایجاد میشه به سایتتون مراجعه میکنم . بیان تون ساده و پرمعنی هست. نور بر شما.(شناخت الوهیت خویشتن، شناخت جاودانه بودن وجود خویش، جستجوی اساسی «دین »است.)
منظورتون از «دین» در جمله بالا چیه؟

فاطمه
فاطمه
3 سال قبل

بسیار عالی بود ،مرسی

ابوالفضل رضایی نبک
ابوالفضل رضایی نبک
2 سال قبل

سلام خداوند روزی بنده را روز به روز می دهد مشکل اینجاست که نا بجای استفاده ان را پس انداز می کنیم

Elham
Elham
2 سال قبل

دوستان وقتی از کسی ناراحت هستید میتوانید بگویید به الوهیت درونی فلانی درود میفرستم و دعای خیرم را بدرقه راهش میکنم،،، این کار سبب ارامش درونی خودتون هم میشه

ابوالفضل
ابوالفضل
2 سال قبل

سلام من خودمو در۵۰ سالگی پیدا کردم واگای که نسبت به جهان هستی و انسان پیدا کردم با وجود مشکلات پیچیدخ ارامشی عمیق پیدا کردم و الان می تونم به جرات بگم دارم به قدرت ذهنم اگاهی و تسلط پیدا می کنم بعضی وقت ها از این نیروی لایتناهی که در من هست می ترسم نکنه به راه غلط استفاده کنم

شکیبا
شکیبا
1 سال قبل

چقدر عالی بود فوق العاده بود

Mohamad
Mohamad
1 سال قبل

بسیار عالی ممنون لذت بخش بود

23
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx