شروع کنید

زیبایی درونی چیست و به چیزی اشاره دارد؟

زیبایی درونی چیست و به چیزی اشاره دارد؟

زیبایی درونی چیست؟

 

زیبایی درونی تسخیر می کند…

زیبایی بیرونی جذب می کند…

و این زیبایی حقیقی آن چیزی نیست که چشم قادر به مشاهده آن باشد،

بلکه چیزی است که قلب قادر به درک عمیق آن است…

فراسوی فرم های زیبای بیرونی ،چیز بیشتری وجود دارد ،چیزی که نمی توان نامی بر آن نهاد ، چیزی توصیف ناپذیر ، ماهیتی مقدس ،درونی و عمیق، هر زمان و هر کجا زیبایی وجود داشته باشد ،این ماهیت درونی به طریقی می درخشد.آن فقط زمانی خودش را برای تو هویدا می کند که حضور داشته باشی و در لحظه حال ، ساکن باشی.

زیبایی درونی تسخیر می کند

 

زیبایی طبیعی

 

زیبایی درونی به روح و وجود حقیقی هر انسان، موجود یا هر چیزی اشاره دارد. در حالی که زیبایی بیرونی صرفاً به ظاهر یک فرد یا چیزی اشاره می کند. به راحتی می توان آن را جعل کرد و از طریق آرایش، لباس پوشیدن و تظاهر کردن آن را ایجاد کرد.

زيبايی طبيعی و زشتی غير طبيعی است.زيبايی طبيعت و خويشتن توست و زشتي چيزی است بيگانه از تو. به همين دليل است كه هيچكس نمي خواهد زشت باشد.اما از روی ناآگاهی، همه ناگزير از زشت بودن اند.همه میخواهند زيبا باشند اما از آنجا كه نمی دانند چگونه زيبا باشند، ‌همچنان صورت خود را آرايش مي كنند، موهايشان را می آرايند، لباسهای گوناگون به تن می كنند ، ‌رژيم می گيرند و از اين قبيل كارها انجام می دهند تا زيبا شوند.اما نمی دانند كه اين كارها دردشان را دوا نمی كند.زيبايی، امری درونی است. زيبايی درونی كه وجود داشته باشد،آشكار خواهد شد. از بدنت، از ذهنت و از هر چيزی كه شامل تو می شود پرتو افشانی خواهد كرد.زيبايی درونی كه وجود داشته باشد،همه چيز زيبا خواهد شد.

زیبایی طبیعی

 

زیبایی و مراقبه

 

زیبایی خاصیتی درونی است و زیبایی درونی که وجود داشته باشد،آشکار خواهد شد؛از بدنت،ذهنت و از هر چیزی شامل تو می شود. پرتو افشانی خواهد کرد. زیبایی درونی که وجود داشته باشد،همه چیز زیبا خواهد شد و همه این زیبایی با مراقبه شروع می شود. مراقبه یعنی آنچه را که هست، بدون نام مشاهده کردن و مراقبه یعنی دیدن و ماندن در دیدن.مراقبه یعنی حرکت به سوی مرکز وجود ، یعنی به سمت خود کشیده شدن و چه زیباست جهان را اصیل و واقعی ببینیم.

 

هاله زیبا

 

اگر می خواهید فقط ظاهر زیبایی داشته باشید: آرایش کنید، گریم کنید، دماغتان را عمل کنید.اگر می خواهید واقعا زیبا شوید،تعارضهای درونی خود را رفع کنید و به هماهنگی برسید. زیبایی که از درون شما بجوشد به ظاهرتان هم سرایت می کند و آن روح زیبا،هاله زیبایی نیز دارد،برعکس ظواهر بدون روح.

تعارضهای درونی خود را رفع کنید

 

کریشنامورتی معلم معنوی می گوید:

 

احتیاجی نیست که شما برای گل یاسمن تبلیغ کنید؛

عطر و زیبایی مطبوع آن با خود حیات و زندگی می‌آورد.

تنها هنگامی که هستی شما فاقد زیبایی و جذابیت است

به تبلیغ و تعریف از خود می‌پردازید تا خلأ، زشتی و

 کراهت درونی خود را به وسیله کلمات بپوشانید؛

پنهان سازید، به وسیله کلماتی که هیچ معنایی ندارند!

 

نَفْس آدمی میگوید:

 

وقتی که همه چیز خوب و مرتب باشد، آرامش هم می آید.

روح آدمی میگوید :

آرامش درونی خود را به دست بیاور و بعد همه چیز دیگر خودش خوب و مرتب میشود.وقتی زندگی را همانگونه که هست میپذیری، زندگی نیز تو را همانگونه که هستی میپذیرد. اما وقتی رد میکنی، طرد میشوی،زندگی تو را و هر چه هستی را منعکس میکند.

 هر کاری با آن بکنی با تو همان کار را میکند، زیبایی وجود تو، زیبایی جهان هستی است. سکوت و آرامش وجود تو، زبانی است که جهان هستی درک میکند.

آرامش درونی خود

 

مردم به دو دلیل عاشق می‌شوند:

زیبایی فیزیکی و زیبایی معنوی

 

اگر کسی به دلیل زیبایی فیزیکی عاشق شود به زودی ناامید می‌شود. زیرا بعد از دو سه روز، فقط دو سه روز، زیبایی فیزیکی چیزی بدیهی خواهد شد.

درون خالی است و هیچ زیبایی درونی وجود ندارد. هیچ عمقی وجود ندارد. از این‌ رو مردمی که عاشق زیبایی فیزیکی شده‌اند همواره ناامید و آشفته می‌گردند.

 

تا زمانی که فرد یاد نگیرد عاشق زیبایی معنوی شود، عشق برآورده نشده می‌ماند.

عاشق زیبایی درونی شدن عمقی بی‌نهایت دارد؛ تو می‌توانی به عاشق شدن و عاشق شدن ادامه دهی و هیچ‌گاه به انتهای آن نمی‌رسی. و فقط با این عشق احساس رضایت می‌کنی.

جستجوی زیبایی معنوی، به بیانی دیگر جستجوی خداست.

 

صرفا تکرار کننده نباشید

 

ذهنی که تیره و شلوغ است می‌تواند قرن‌ها بنشیند و تمرین تنفس کند، بر روی چاکراهای مختلف تمرکز کند، با کندالینی سرگرم باشد…

اما چنین ذهنی هرگز به آن چیز که بی‌زمان است، که زیبایی واقعی و حقیقت و عشق است نائل نخواهد شد.

 

بنابراین شمعی که همه ی مرشدها و کتابها به شما عرضه می‌کنند را کنار بگذارید و صرفا تکرار کننده آنها نباشید, چون فقط با تکرار (بی عمل)حرف های اساتید معنوی شما به سطح آگاهی بالاتر منتقل نمیشوید.

 

آن ها را زندگی کنید،در این صورت اطلاعات بیرونی به آگاهی درونی تبدیل میشوند

 

در غیر این صورت شما فقط حمل کننده باری از اطلاعات میشوید و بجای اینکه آن دانش ها شما را رهاتر کند،میتواند شما را سنگین تر کند و پایین تر بکشاند…

صرفا تکرار کننده نباشید.

 

نکته:

 

آزادی هنگامی آغاز میشود

که درک کنید شما “فکر کننده” نیستید.

همین که تماشاگر فکر کننده شوید،

سطح بالاتری از آگاهی فعال میگردد.

آنگاه به تدریج متوجه میشوید که در ورای فکر،

 گستره عظیمی از شعور وجود دارد

که فکر فقط بخش کوچکی از آن است.

متوجه میشوید که تمامی چیزهای به راستی مهم

مانند زیبایی، عشق، خلاقیت، شادی و آرامش درونی

از ورای ذهن بر میخیزند.

به این ترتیب آهسته آهسته بیدار میشوید.

 

حضور

 

زیبایی در سکون حضور می شکفد. برای هشیار شدن نسبت به زیبایی، عظمت و تقدس طبیعت نیاز به حضور هست. آیا تاکنون در یک شب صاف به آسمان و بی کرانگی فضا نگریسته اید و از سکون مطلق و وسعت باورنکردنی آن به حیرت افتاده اید؟ آیا به صدای جویباری که از کوه به جنگل سرازیر می شود گوش داده اید؟ واقعا گوش داده اید!؟ یا به صدای یک توکای سیاه به هنگام غروب در یک شب آرام تابستانی؟ برای هشیار شدن نسبت به این چیزها، ذهن باید آرام بگیرد

باید لحظه ای بار مسایل گذشته، آینده و همه دانش خود را زمین بگذارید. در غیر اینصورت نگاه میکنید و‌ نمی بینید. گوش می دهید و ‌نمی شنوید. در ورای زیبایی اشکال بیرونی چیز دیگری وجود دارد. چیزی که قابل نامگذاری نیست، چیزی وصف ناپذیر، یک‌ مفهوم عمیق درونی و‌ مقدس. اما فقط هنگامی برای شما آشکار می شود که حضور داشته باشید.

حضور

 

 

دید معنوی

 

هنگامی که انسان به این جهان آمد او توسط زیبایی های جهان اغوا گشت، بنابراین او دنیای روح خود را فراموش کرد و ذهن آن را به فراموشی سپرد، اما قلب با روح یک پیمان ابدی بست که :

مهم نیست که چه زمانی ، مهم نیست که چطور ، من کمک خواهم کرد تا به یاد آوری که و چه هستی..

اگر بتوانید با استاد حق هم نوا شوید،درخواهید یافت که چیزهایی همچون شنوایی معنوی و دید معنوی وجود دارد.این بدین گونه است که در جایی که روح الهی درب های حقیقت را به روی شما می گشاید ، شما می توانید چیزی را که در آن لحظه برای شما مهم است را بدانید و این معمولاً آرامش ، خرد یا شکلی از دریافت درونی یا عشق به همراه می آورد.

دید معنوی

 

رفتن به درون

 

می توانی برای زیباسازی بدن ،نزد متخصص زیبایی بروی!

می توانی برای زیباسازی ذهن، به دانشگاه بروی !

اما برای زیباسازی وجود؛باید به درون خویش رجوع کنی.

درون فقط می تواند راه را به تو نشان دهد.می تواند طرح کلی را به تو عرضه کند،نه برنامه ای ویژه و جزءبه جزء را.

سفر به درون،سفری است اسرارآمیز.  هیچ نقشه ای نمی توان طرح کرد ،هیچ برنامه ی گام به گامی نمی توان عرضه نمود.

هر فرد مجبور است ،به دنیای درون متفاوتی قدم بگذارد.هر فرد، دنیای درون یگانه و بی همتایی دارد.

مراقبه یگانه راهی است ،که تو را به زیبایی و جذابیت درون ،آگاهی درونی رهنمون می کند و با دست یافتن تو به آن،زندگی ات غرق در آن می شود.به هر چه دست بزنی به طلا تبدیل می شود.

رفتن به درون

 

سهیم شدن

 

زیبایی ها را تقسیم کن،

هر چه داری را تقسیم کن،

زیبایی های زندگی را هرگز برای خود نیندوز.

خرد،

نیایش،

عشق،

شادی،

خوشبختی

همه را در این زیبایی ها سهیم کن.

اگر کسی را نداری و مهم  نیست؛

آنها را با سنگها و تخته سنگها تقسیم کن.

مهم این است که ببخشی و تقسیم کنی.

آنگاه شادی و عشق درونی را میچشی.

 

 

 

 

 

admin98 وب‌سایت
4 5 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

3 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
زرگانی
زرگانی
2 ماه قبل

سلام و درود..هيچ حرفی ندارم فقط امیدوارم روز به روز افق اگاهی شما وسیعتر و وسیعتر بشود و روز به‌ روز و لحظه به لحظه سخنان و متنهای معنوی و نافذ شما بتواند قلبهای خیلی از انسانها را سیراب و زنده بکند..واقعا ممنونم..به امید زمانی که اکثر انسانها فقط از نور و اگاهی و بیداری سخن بگویند و این معنی در تمام اعمال و کردار و کارهای روز مرشان متجلی بشود.

غلام ضا شبانی
غلام ضا شبانی
2 ماه قبل

بهترین آرایش ها در زندگی : حقیقت برای لب ها ، بخشش برای چشم ها ، نیکوکاری برای دست ها ، لبخند برای صورت ، عشق برای قلب . از آنها خوب استفاده کنید و به زندگی زیبایی ببخشید!
.

3
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx