ندای درون چیست؟چگونه با ندای درون ارتباط بگیریم؟
- 07 اکتبر 2021
- admin98
- 2 نظر

بسیاری از ما قادریم ندای درون مان را بشنویم، اما تعداد کمی از ما درکش میکنیم و حتی عده ی کمتری یاد گرفتهایم که به آن اعتماد کنیم و فقط به چیزهایی اعتماد میکنیم که ذهن منطقی ما آن را درست میداند و تجربه کرده است.گاهی لازم است محدوده ی امن همیشگیتان را ترک کنید و وارد قلمرو دست نخورده ی الهامات درونتان شوید. چیزی که کشف میکنید شگفتانگیز خواهد بود؛ چیزی که به آن میرسید خودِ واقعی و زیباییِ حقیقیتان است.
دانش نتیجه یادگیری است ولی خرد از وجود داشتن و زندگی کردن می آید.جهان در فتح کسانی است که رها می کنند.یک روشن ضمیر هیچگاه از کسی نمی خواهد تا به چیزی ایمان بیاورد.او راه را صرفا نشان می دهد تا خود مردم آن را درک کنند. روش های قدیمی مثل پافشاری و زور درهای جدید را نخواهد گشود.بلکه تنها مقاومت را خواهد افزود به عبارت دیگر از چیزی که درسش را نیاموخته باشیم نمیتوانیم عبور کنیم.اگر واقعا بیاموزیم که به ندای درون گوش دهیم،او بیشتر سخن می گوید.اما شنیدن این ندا نیازمند خاموشی ذهن است.

نکته:
به ندای قلب تان گوش فرا دهید و از درون هدایت بطلبید.
یک ذهن ساکت و آرام قادر است ندای شهود را به جای ترس بشنود.
پاراماهانسا یوگاناندا معلم معنوی می گوید:
در پس تمامی جریان زندگی،ندای مسکوت خداوند است که ما را از دل گلها، از میان صفحات کتابهای آسمانی و از نهانخانهی وجدان صدا میزند.از میان همه چیزهای زیبا که به زندگی ارزش زیستن میدهند.
ندای بدن
به ندای بدن خود،گوش فرا دهید.این ندا از طریق علامتهای راحتی یا ناراحتی،خوشی یا ناخوشی،خود را به ما عرضه میکند.هنگامی که رفتار خاصی را برمیگزینید و انجام میدهید،از بدن خود بپرسید؛چه احساسی درباره ی آن دارد؟
اگر بدنتان علامت ناراحتی و درماندگی جسمی یا روانی فرستاد،آن رفتار را کنار بگذارید و چنانچه علامت راحتی و اشتیاق فرستاد،آن را ادامه دهید.

خود بودن
صدای ذهن و بیرون،زیاد و گوش خراش است اما ندای درون،آهسته و دلنواز است.عشق با سکوت از اعماق درون می آید نه در شلوغی ذهن،یک عشق و محبت خالص ریشه در مرکز دارد و وقت شناس و جهت جو نیست.هرچقدر از درون به بیرون بنگری بیشتر احساس وجود خواهی کرد،جایی که ذهن هست حقیقت نیست،حقیقت در خود بودن است.
آرام كردن ذهن
هستی در درون ماست و در دلِ همه ی ما سخن میگويد،اما سرِ ما همچون يک بازار آنقدر شلوغ و پُر سر و صداست كه هرگز اين ندایِ آرام و آهسته ی درون را نمیشنويم،تنها كارِ لازم برای شنيدنِ صدایِ هستی،ساكت تر كردن، كم سروصدا تر كردن و آرام تر كردنِ ذهن است.با آرامش يافتنِ ذهن ناگهان نغمه ی الهی را در درون خواهی شنيد،میبینی كه بر چنگِ دل تو می نوازد اين نغمه بسی دگرگون ساز است،يكبار كه آنرا بشنوی،هرگز از يادش نمیبری،يكبار كه آنرا بشنوی، زندگی ات ديگر همان زندگیِ گذشته نخواهد بود.به جزئی جاودان و ابدی از هستی تبديل میشوی،تو دیگر فنا ناپذیر خواهی شد.

توقعات و انتظارات دیگران
اکنون زمان آن فرا رسیده که از زیر بار توقعات و انتظارات دیگران بیرون بیایی.مطالبات و خواسته های خود خواهانه دیگران را برآورده نکن. این نوعی بردگی ظریف است.مادرت میخواهد این کار را بکنی،پدرت میخواهد آن کار را بکنی،جامعه میخواهد فلان کار را بکنی و همه و همه از تو خواسته ها و توقع دارند و هیچکس به اینکه تو خودت چه میخواهی توجهی ندارد.هیچکس تو را رها نمیکند و هیچکس نمیخواهد کاری را که خودت دوست داری انجام دهی.
اکنون زمانش فرا رسیده. کار خودت را بکن و از تمام این اسارتها رها شو. آزادی ات را اظهار کن. اینکه من خودم هستم و میخواهم خودم باشم و آنگونه زندگی کنم که خودم دوست دارم.هر چقدر که هزینه اش باشد و هر نتیجه ای که میخواهد در پی داشته باشد نترس.تو بازنده نخواهی بود بلکه بینهایت اغنا خواهی شد تو اینجا نیستی تا انتظارات دیگران را برآورده کنی، تو اینجایی تا زندگی اصیل خودت را زندگی کنی، تو اینجایی تا به هدف روحی ات که برای آن به روی زمین آمدی دستیابی، و همه ی این ها در صورتی ممکن است که خودت باشی و به ندای درون خودت گوش فرا دهی.

خدمتگذار روح
به مانند بردگان، بندگی نکنیم زیرا بهترین حالت زندگی، آن است که خدمتگذار روح خود باشیم.در صورتی که برده باشیم،حق انتخابی نخواهیم داشت.اما اگر رها و آزاد باشیم، در حقیقت، بدون عیب و نقص زندگی خواهیم کرد و این یعنی گوش کردن به ندای درون و گفتگو با روحِ خود در مواجهه با همه شرایط ایجاد شده در زندگی.
چگونه با ندای درون ارتباط بگیریم؟
توجه ات را از کلمات به سکوت تغییر بده
آنگاه ندای درون را خواهی شنید.
تو با هستی یکی می گردی،
به خودت اجازه بده تبدیل به
آن فضایی شوی که اتفاقات را
بدون هیچ قضاوت و برداشتی،
صرفا تجربه میکند.
آن گاه تو چیزی جز تپش خود هستی نيستی،
فقط موجی در دریای بی نهايت معرفت و آگاهی خواهی بود.

گوش دادن به صدای درون
همیشه به ندای درون خودتان گوش بدهید و به هیچ چیز دیگر گوش ندهید. وسوسه های اطراف هزار و یک هستند،زیرا همه جنس های بنجل خودشان را عرضه می کنند.دنیا یک فروشگاه خیلی بزرگ است و هر کسی علاقه دارد چیزی به تو بفروشد،هرکسی یک فروشنده است.اگر به فروشندگان زیادی گوش بدهی دیوانه خواهی شد.به هیچکس گوش نده،فقط چشمانت را ببند و به ندای درونت گوش بده.
مراقبه فقط همین است:
گوش دادن به صدای درون.

خویشتن
درک واقعی از درون می آید،دیگری نمی تواند آن را به ما دهد و فقط درکی که از درون می آید،می تواند به بصیرت حقیقی انجامد.آموختن ذهن بدون آموزش قلب، به هیچ وجه آموزش نیست.ذهنی که به درون می نگرد، خویشتن است.اگر به بیرون بنگرد، نَفْس است و همه جهان. خویش، بدون ذهن معنا پیدا می کند،اما ذهن بدون خویش امکان وجود نخواهد داشت.گوش فرا ده! به ندای درونت،به نجوای روحت.بسیاری به جای این نواها، به صدای دنیا دل سپرده اند.









بسیار عالی و اموزنده بود و بر اعماق روحم نشست ممنون که هستید🙏🙏🌸🌺
درود متکشر از شما دوست گرامی.