دیدن واقعیت یا روشن دیدن به چه معناست؟
- 01 آذر 1401
- admin98
- 4 نظر

دیدن واقعیت ،بسیاری با این تصور به اینجا می آیند که بایستی به سخنان خوب گوش فرا دهند و آنها را درک کنند، تا به ماهیت خویش پی بُرده و با آن یکی شوند. اما این عملی نیست، زیرا ماهیت آن چیزی که ما هستیم، فراسوی هرگونه فهم و ادراکی است. در حقیقت ابتدا قابلیت ادراکی کنار میرود، سپس دیدن رخ میدهد. روشن دیدن و یا به عبارتی دیگر روشن بینی هیچ ربطی به فهم و ادراک ندارد به روشنی دیدن به معنی دیدن بدون “من” یا “شخص” است.
ما همیشه همه چیز را از زاویه دید موجودی جدا و منفصل می بینیم، و ما واقعا آنچه هست را نمی بینیم. زیرا ما از پشت پرده می بینیم. ما به هرچه مینگریم ، در پی کسب سودی از آن هستیم. ما از آنچه می بینیم و می شنویم ، میخواهیم چیزی بدست آوریم.

یگانگی و جدایی
در روشن بینی، “کسی” حضور ندارد، که چیزی بخواهد، بنابراین “واقعیت” دیده می شود. این واقعیت که تنها “یگانگی” وجود دارد. تو نمی توانی “خودت” را تسلیم کنی. زیرا آنجا در درون “کسی” نیست. هرگز هم “کسی” نبوده است که بتواند چیزی را تسلیم کند یا دست به انتخاب بزند. هر انسانی در جهان که هنوز به بیداری و روشن بینی نرسیده، خودش را جدا از دیگران می بیند. این مهم نیست که آدم در جنگ یا در برج عاجی در نیویورک بسر ببرد، تا زمانی که حس جدایی در آدم وجود داشته باشد، همیشه چیزی کم دارد. احساس کمبود میکند. پس از بیداری، به ظاهر ماجرای زندگی همچنان به پیش میرود، اما هم هویتی با آن کاملا از بین میرود.
اتاق مخروبه
من این اتاق مخروبه را که سقفش در حال فرو ریختن است، میبینم .این دیدن خودش عمل است .وسایل تغییر مهیا میشود. اما اگر فقط به میل تغییر اکتفا کنم ،ذهن در فضایی پر میگشاید که از واقعیت فاصله گرفته،این میل انرژی مرا به هدر میدهد.

اقیانوس و موج
حقیقت، خلقکردن چیزی نیست، بلکه عبارت است از حذفکردن افکار و پدیدههای غلط. پس حقیقت را خلق نکنید؛ بلکه آن مسیری را که سد راه شما برای رسیدن به حقیقت شده است، از میان بردارید. شما در جایگاه خودآگاهی، این توانایی را دارید که در بالاترین سطح واقعیت به تفکر بپردازید. وقتی موفق به دیدن واقعیت شدید، متوجه میشوید که کارهایتان همان کارهای گیتی هستند، نه کارهای یک شخص خاص.
جالب است بدانید که حتی وقتی اعمالتان را در قالب یک هویت شخصی نیز پیش میبرید، آنها باز هم اعمال کل عالم هستی به شمار میروند، چون ذهن بخشی از موج اقیانوس هستی است. ریشهی هر موج از اقیانوس است و در نتیجه، موج یعنی حرکت اقیانوس. اما شما اقیانوس هستید، نه موج!
برای دیدن واقعیت ،چشمها باید مطلقاً خالی باشند
شناخت خداوند، نیازمند کسب علم نیست.
بلکه محتاج دلی پاک است.
با اعتقاد نمی توان به خدا رسید!
بلکه نبوغی سرشار لازم است،
تا این راه مهم با موفقیت پیموده شود
هرگاه شما شروع به نگاه کردن از طریق
باورها نمایید، نمیتوانید واقعیت را ببینید
برای دیدن واقعیت ، چشمها باید مطلقاً خالی باشند.

کلام آخر:
ذهن تو دمادم پیش بیني ميكند، خود نمايي می كند، ذهن تو دائم در واقعیت دخالت ميكند، به آن رنگ ميدهد، شكل و شمايلی به آن ميدهد كه از آن او نیست. ذهن هرگز نمی گذارد آنچه را كه هست ببینی؛ فقط اجازه ميدهد چیزی را ببینی كه ذهن ميخواهد تو ببینی.برای دیدن واقعیت باید حضور داشته باشی. مثل رود باش که به آرامی در شب جاری است.
از تاریکی شب بیمناک مشو،اگر آسمان پُر ستاره است،جان خود را از ستاره ها پُر کن…







درود بی پایان به شما خوبان هستی..متن خیلی زیبا و پر محتوی بود..بله حقیقت ورای تمام محسوسات مادی است،ورای تمام چارچوبهای فکری است.ورای هر چیزی که سنجیده شود،حقیقت یک تجربه نابی است که انسان به تنهایی باید به آغوش آن برود،در هیچ کتابی یافت نمیشود و هیچ استادی قادر نیست اون به دیگران منتقل بکند،بايد خالى شد از هر چیزی که فانی و دست دومی باشد،باید زباله های درون را دور ریخت،باید پاکسازی کرد،باید جایی برای نور مهیا کرد..این کانال فوق العاده است..ممنون از شما
درود سپاس از شما دوست گرامی و ممنون از دیدگاه روشنایی بخش تون.
سپاسکزارم از مقاله های عالی شما
نور و عشق بی پایان به شما
ممنون از شما، سپاس از نگاه تون.