شروع کنید

مفهوم بهشت و جهنم از دیدگاه هوشیاری و خودآگاهی چیست؟

مفهوم بهشت و جهنم از دیدگاه هوشیاری و خودآگاهی چیست؟

مفهوم بهشت و جهنم از دیدگاه بیداری و یوگا چیست؟

 

بهشت و جهنم در درون تو هستند.

وقتی در ناآگاهی و بی خبری هستی در جهنمی….

وقتی در آگاهی و هوشیاری هستی ،

در بهشت به سر می بری….

هر لحظه هر دو در باز هستند…

همیشه بیدار، آگاه و مراقب باش ،

تا درهای بهشت به رویت باز شوند…

 

هر زمان که بتوانیم کسی را بی چشمداشت و بی معادله دوست بداریم، در بهشتیم

و هر زمان که آلوده به حسادت و نفرت و کینه شویم،در اصل به جهنم سرنگون شده ایم.

 

روش صحیح دگرگون شدن

نیازی نیست که دنیای بیرونی را تغییر دهید‌.محیط و افراد به خودی خود تغییر می‌کنند.فقط خود را تغییر دهید.بهشت و جهنم در جای دیگری به جز درون شما نیستند.شما آن‌ها را خلق کرده‌اید.اصولاً نیازی نیست که چیزی را از بیرون تغییر دهید.زیرا همه چیز در بیرون همان‌قدر کامل است که باید و می‌تواند باشد.تنها کاری که شما باید انجام دهید، این است که مراقب‌تر، هوشیارتر، آگاه‌تر و خالی‌تر شوید‌‌.پس از آنکه شما کاملا خالی شدید، چیزی از ماوراء به درون شما فرو خواهد ریخت و آن لحظه،لحظه‌ی دگرگونی است.

پس از آن، تمام هستی کاملاً دگرگون می‌شود؛در بیرون با شگفتی و در درون با دنیای معجزات روبرو می‌شوید.همین دنیا تبدیل به بهشت می‌شود، و این بدن، بدنِ بودا می‌شود.تمام هستی بسیار زنده و رنگارنگ و سُکرآور می‌شود.انسان‌ها و مکان‌ها دیگر همان که قبلا بودند، نخواهند بود. زیرا شما نیز مانند سابق نیستید. تمام چیزها تغییر شکل می‌دهند. تنها به این دلیل که شما به سکوت درونی و بی‌نَفْسی دست یافته‌اید. این روش صحیح دگرگون شدن است.هرگز از بیرون شروع نکنید‌.بلکه سعی کنید از درون تغییر کنید.

روش صحیح دگرگون شدن درونی(بهشت و جهنم)

 

ریشه ها

هیچ درختی نمی تواند تا بهشت قد بکشد،مگر اینکه ریشه هایش تا جهنم پایین رفته باشد.هر فرد بخشی به نام سایه دارد، که در واقع بخش ناشناخته وجودش است و در عمق ناخودآگاهش قرار گرفته.به همین خاطر هرکس خواستار سعادت و رسیدن به خوشبختی است ناگزیر است پیش از حرکت به بالا، در عمق ناخودآگاهش فرو رود و سایه اش را بشناسد. در اینجا ریشه ها منظور شناختی است که فرد از فرو رفتن در عمق روان خویش حاصل می کند و بدون آن رشد و حرکت رو به جلو ممکن نیست.بنابراین با ریشه هایت روبرو شو و نسبت به آنها هشیار شو و سپس رشد کن و تا بلندای بهشت بالا برو…

ریشه های بهشت و جهنم ناخودآگاه

 

ابوسعید ابوالخیر می گوید:

هرگز روی بهشت را نخواهد دید آنکس که به هوای بهشت نیکی می کند،خداوند با عشق معامله نمی کند و بارها جهنم را تجربه می کند،کسی که بخاطر ترس از جهنم نیکی میکند،چون ترس بی‌ایمانی محض به رحمت خداوند است.خداوند فقط عشق را می شناسد.

 

به یاد داشته باش:

بهشت،پایان راهی است که ابتدای آن جهنم است.برای رسیدن به صبح و روشنائی سپیده دم،تحمل شب و تاریکی آن لازم است.

بهشت،پایان راهی است که ابتدای آن جهنم است

 

دومین آمدن

بهشت در اصل یک کد برای چاکرای هفتم یا چاکرای تاج میباشد، که در زمان فعال شدنش،با خود، آگاهی، اشراق و برکت خواهد آورد و جهنم در اصل یک کد برای چاکرای اول یا چاکرای ریشه است، یعنی همان ناحیه ای که در آن «مار آتش» یا انرژی حیات کندالینی سکونت دارد.وقتی تمام چاکرا ها باز و فعال شوند،مار آتشین یا انرژی کندالینی، مارپیچِ ستون فقرات ما را بالا می آید و به «بهشت» عروج میکند، که موجب «دومین آمدن» فرد میشود.به عبارت دیگر تمام ۱۴۴۰۰۰ نادی روح انسان نجات یافته و سپس فرد دوباره متولد خواهد شد،اینبار با زندگی جاودان.

بهشت در اصل یک کد برای چاکرای هفتم یا چاکرای تاج میباشد

 

حکایت استاد و جنگجوی سامورایی

در یک حکایت قدیمی ژاپنی آمده است:روزی یک جنگجوی سامورایی از استاد خود می‌خواهد که مفهوم بهشت و جهنم را برایش توضیح دهد.استاد با حالتی اهانت آمیز پاسخ می‌دهد:«تو آدم نادانی بیش نیستی و من نمی‌توانم وقتم را با افرادی مثل تو تلف کنم.»

سامورایی که غرورش جریحه دار شده است برافروخته و خشمگین می‌شود، شمشیرش را از نیام بیرون می‌کشد و می‌غرد:«می توانم تو را به خاطر این گستاخی بکشم»

استاد در جواب به آرامی می‌گوید: «این جهنم است»

سامورایی با مشاهده‌ی این حقیقت که چطور برای لحظه ای اسیر خشم شده بود در خود فرو می‌رود، آرام می‌گیرد، شمشیرش را غلاف می‌کند، در برابر استاد خود سر تعظیم فرو می‌آورد و از او به خاطر این بصیرت تشکر می‌کند.

استاد بلافاصله می‌گوید: «این همان بهشت است.»

هوشیاری سریع سامورایی در مورد آشوب و اضطراب درونی خود، به خوبی تفاوت اساسی میان اسیر بودن در یک احساس و آگاه بودن از آن را نشان می‌دهد. سقراط هنگامی که می‌گوید: «خودت را بشناس» به این نکته کلیدی در هوشیاری عاطفی اشاره دارد که باید به احساس خود در همان زمان که در حال ابراز آن هستیم، آگاهی داشته باشیم.

حکایت استاد و جنگجوی سامورایی در مورد بهشت و جهنم

 

مقاومت درونی

مقاومت درونی مخصوصا در اوضاع خراب آشکار می‌گردد و به مفهوم شکافی‌ست بین نیازها یا انتظارات خشک ذهن با آنچه که هست.این شکاف، درد است.اگر می‌خواهید درد و اندوه را از زندگی‌تان حذف کنید،پذیرش آنچه که هست،شما را به سرعت از یکی شدن با ذهن رها می‌کند و در نتیجه بار دیگر به «بودن» وصل می‌شوید.مقاومت، ذهن است.

«بهشت» همین لحظه است.

«جهنم» میل شدید برای اینکه

این لحظه طور دیگری باشد.

به همین سادگی.

مقاومت درونی چیست؟

 

زندگی و درس

براي لحظه اي شرايط زندگي خود را فراموش كن و به خود زندگيت توجه داشته باش.چه تفاوتي ميان اين دو وجود دارد؟

شرايط زندگي شما در زمان قرار دارد.زندگي شما در لحظه حال است.شرايط زندگي شما پديده ذهني است،زندگي شما واقعي است.

همین لحظه حاوی بهشت و جهنم است…

همه اش بستگی به تو دارد.اگر تو خوش باشی، شاد باشی، اگر عاشق زندگی باشی و آن را محترم بداری و جشن بگیری در بهشت هستی …

اگر نتوانی شادمانی کنی، اگر چنان زنجیرهای سنگینی بر پا و دست داشته باشی که نتوانی با آهنگ زندگی به رقص در آیی،آن وقت در جهنم به سر می بری…

همه‌ی زندگی درس است، حتی اتفاق‌های به ظاهر بد، تجربه‌ای برای ما دارند و هیچ چیز تصادفی نیست.

زندگی و درس(شرایط زندگی)

 

خواسته ها و رنج

جهنم از جایی شروع می شود كه اولین آرزو شكل میگیرد.

و بهشت در جایی هست كه هیچ درخواست و آرزویی نباشد.

چند بار تاکنون از چیزی خوشت آمده و از آن چیز و وابستگی‌های آن برای خودت نردبانی ساخته‌ای و از آن نردبان بالا رفته‌ای و نهایتاً از بالای نردبان سقوط کرده‌ای؟

آیا زمان آن نرسیده است که بیدار شوی و به‌کل تمام وابستگی‌هایت را رها کنی؟

کسی که فارغ از وابستگی و خواسته است، می تواند واقعا دوست بدارد. چنین عشقی خالص و الهی ست.

 

«همه رنج‌ها از آن می‌خیزد که چیزی خواهی

و آن میسر نشود، چون نخواهی رنج نماند.»

 

مولانا فیه ما فیه

خواسته ها و رنج کشیدن(بهشت و جهنم)

 

بودن و روبرو شدن

اگر غمگین هستی، جهان هستی با توجه به درونیاتت برایت چنین خواسته است،دست کم در این لحظه می خواهد که تو غمگین باشی. پس واقعی باش… غمگین باش! این اندوه را زندگی کن. و اگر بتوانی این غم را زندگی کنی، آنگاه کیفیتی متفاوت از شادمانی در تو برمی خیزد ، آن دیگر سرکوب اندوه نخواهد بود، ورای اندوه خواهد بود. کسی که بتواند صبورانه اندوهگین باشد ناگهان در خواهد یافت که یک روز صبح یک شادمانی از قلبش برمی خیزد از منبعی ناشناخته. آن منبع ناشناخته، خداوند است. اگر واقعی بوده باشی و آن اندوه را زندگی کرده باشی، این شادمانی را کسب کرده ای. اگر به طور واقعی و حقیقی ناامید و پریشان و رنجور بوده ای و در جهنم زندگی کرده باشی، بهشت را کسب کرده ای. بهایش را پرداخته ای.

موقعیت هرچه باشد:

اگر غمگین هستی، غمگین باش؛ اگر احساس انتقام گیری داری، انتقامت را بگیر؛ اگر حسادت داری، حسود باش؛ اگر خشمگین هستی، خشمگین باش. هرگز از واقعیت پرهیز نکن. باید آن را زندگی کنی، این بخشی از پیشرفت زندگی است، بخشی از رشد و تکامل تو است. آنان که پرهیز می کنند، نابالغ باقی می مانند. اگر می خواهی نابالغ بمانی، آن وقت به پرهیزکردن ادامه بده، ولی یادت باشد: تو از خود زندگی پرهیز می کنی. از هر چه که پرهیز کنی، نکته در آن نیست، نکته در خود همان پرهیز کردن است که پرهیز از زندگی است.

با زندگی برخورد کن. با زندگی دربیفت. لحظاتی دشوار وجود خواهند داشت، ولی یک روز خواهی دید که چون با آن ها درگیر شده بودی، آن اوقات سخت به تو قدرت بخشیده بودند. برای آنها علتی وجود داشته. وقتی که در حال گذشتن از آن لحظات سخت هستی، برایت سنگین و دشوار است، ولی بعدها خواهی دید که آن دشواری ها تو را بیشتر یکپارچه ساخته‌اند؛ بدون آن لحظات تو هرگز متمرکز و مقاوم نمی بودی.

بودن و روبرو شدن با غم ها و سختی ها زندگی

 

حالات افراد

اگر تو خوش باشی،شاد باشی،اگر عاشق زندگی باشی و آن را محترم بداری و جشن بگیری در بهشت هستی.اگر نتوانی شادمانی کنی ، اگر چنان زنجیرهای سنگینی برپا و دست داشته باشی که نتوانی با آهنگ زندگی به رقص در آیی،آن وقت در دوزخ به سر می بری.جهنم و بهشت همینجا هستند درست در وسط زندگی ات.گاهی اتفاق می افتد که تو در جهنم قرار داری و شخصی که کنارت نشسته است در وسط بهشت است.پس بهشت و جهنم از یکدیگر دور نیستند حالات روانی هستند, راه های زندگی هستند.همه اش به خودت بستگی دارد.مسئله رفتن به بهشت نيست.مسئله حمل کردن آن در درون است.تا هرکجا که بروی در درونش باشی.اگر آن را در درونت نداشته باشی آن را در جای دیگری نخواهی یافت.

 

مشاهده کنید

مشاهده کنید که چگونه در نتیجه داوری های غیر ضروری ،مقاومت در برابر وضعیت موجود و طرد لحظه حال از راه های گوناگون، ناخشنودی و تنش در خود ایجاد می کنید.با تابش نور آگاهی بر هر مورد ناآگاه ،آن مورد برطرف می شود و به آن سوی وضعیت موجود گام می گذارید و به نوعی از جهنم ذهن به بهشت خودآگاهی می روید.

جهنم و بهشت همینجا هستند

 

الیف شافاک می گوید:

فقط در آینده دنبال بهشت و جهنم نگرد

هرگاه بتوانیم یکی را بدون چشم‌داشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشیم، در اصل در بهشتیم …

هرگاه با یکی منازعه کنیم و به نفرت و حسد و کین آلوده شویم، با سر به جهنم افتاده‌ایم …

 

 

 
 
admin98 وب‌سایت
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

4 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
شهرام
شهرام
1 سال قبل

عالی بود ممنون

mahtab
mahtab
1 سال قبل

جامع و قابل درک بیان شده است .سپاسگزارم.

4
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx